( 1 )
برحذر داشتن امير المؤمنين عليه السلام از عادت كردن به دشنام دادن و نفرين كردن و ناخوشايند داشتن اين كه آنان دشنام دهنده و لعنكننده باشند
على كه خدايش از او خشنود باد چندان در فراخواندن به حق در رفتار خود روش پسنديده داشت و آن چنان از آزار رساندن خويشتندارى مىكرد كه به پيروى از ادب خداوند متعال به بهترين صورت به چيزى كه نكوتر بود فرا مىخواند و در جستجوى چيزى بود كه شايستهتر باشد ، تا آنجا كه چون به او خبر رسيد برخى از يارانش نسبت به مخالفان خود بسيار دشنام مىدهند و لعن مىكنند به آنان پيام فرستاد كه از آنچه به من خبر رسيده است خوددارى كنيد و دشنام و آزار مدهيد . ايشان به ديدار او رفتند و گفتند : امير المؤمنين ! آيا ما بر حق نيستيم ؟ فرمود : آرى كه بر حق هستيد . گفتند : آيا كسانى كه با ما ستيز و مخالفت مىورزند بر باطل نيستند ؟ فرمود : آرى كه بر باطلاند . گفتند : پس چرا ما را از دشنام دادن آنان بازمىدارى ؟ فرمود : خوش نمىدارم كه شما دشنام دهنده باشيد ، ولى اگر كردار و احوال آنان را وصف كنيد و به زبان آوريد گفتارى پسنديدهتر و براى اتمام حجت بهتر خواهد بود . اگر به جاى دشنام دادن به آنان بگوييد پروردگارا خونهاى ما و ايشان را حفظ فرماى و ميان ما و آنان را اصلاح فرماى و ايشان را از گمراهى رهايش بخش تا هر كس حق را نمىشناسد آن را بشناسد و هر كس راه ستم و دشمنى را مىپيمايد از آن بازايستد ، اين گونه سخن گفتن براى شما را خوشتر مىدارم . گفتند : آرى كه درست مىگويى . « 1 »
( 2 ) و براى معاويه نيز اين چنين نوشت :
از على بن ابى طالب به معاوية بن ابى سفيان سلام بر تو . اما بعد ، خداوند متعال دنيا را براى بعد از آن - آخرت - قرار داده است و مردم دنيا را مورد آزمون قرار مىدهد تا بنگرد چگونه رفتار مىكنند ، و كداميك نيكوكردارتراند و خداى نيرومند آمرزنده است . مرا به تو و تو را به من مورد آزمون قرار داده است ، و يكى از ما را بر ديگرى حجت براى آزمون فرموده است . اينك تو با تأويل
هامش
( 1 ) اين گفتگو ضمن خطبه 206 نهج البلاغه و هم در وقعة صفين ، ص 103 ، و در ترجمه اخبار الطوال ، نشر نى ، تهران ، 1366 ش ، ص 205 آمده است .