( 1 )
سخن صحابى گرانقدر عمار بن ياسر كه خداى مقامش را برتر فرمايد ، كه نشانى از اخلاص و تقرب جستن او به پيشگاه خداوند متعال است و نمودار جانبازى او در راه خدا و ستيز او با گروه سركش است
نوشتهاند كه چون عمار آهنگ صفين كرد ، چنين عرضه داشت :
« بار خدايا اگر بدانم كه براى تو خوشتر آن است كه خويشتن را از فراز اين كوه بر زمين درافكنم چنان خواهم كرد و اگر بدانم تو را خوشتر آن است كه آتشى گران برافروزم و خود را در آن بيفكنم ، چنان خواهم كرد ، اينك هم با مردم شام جنگ نمىكنم ، مگر آنكه خواهان خشنودى توام . اميد دارم كه مرا نوميد نفرمايى كه خواهان رضاى توام . » « 1 »
گفتهاند كه عمار ، على را سخت دوست مىداشت و هرگاه كسى از مردم عراق برمىخاست و مردم شام را فرا مىخواند ، عمار از پى او برمىخاست و مىگفت : به خدا سوگند ما چارهاى جز جنگ با مردم شام يا وارد شدن به دوزخ نداريم .
( 2 ) خدايتان رحمت كناد ، درباره اين روش پسنديده بينديشيد و اين اخبار را ورق بزنيد و از آنچه از اين اخبار و گزارشها مىخوانيد عبرت بگيريد ، تا بدانيد كدام گروه داراى راه و روش درست و سزاوار براى پيروى است و كداميك دادگرتر و روندهتر بر راه فرمانبردارى از حق و راغبتر به پاداش خداوند در جهان ديگر است . در اين باره بنگريد و انديشه كنيد .
شما را در طعنه زدن به روش ايشان ، پيشوايانى بودهاند كه به خطا و شك در افتادهاند كه اگر تحقيق مىكردند و به جستجوى دليل و برهان برمىآمدند كارها براى آنان روشن مىشد ، و خوددارى آنان از اين كار مايهء اندوه و پشيمانى گرديده است ، و كارها براى كسى كه داراى بينش نيست پس از گذشت و سپرى شدن فرصت روشن مىشود و آنها را در آغاز و به هنگامى كه روى مىآورد تشخيص نمىدهد .
هامش
موضوع را در شرح نهج البلاغه ، ج 3 ، ص 205 نقل كرده است . به جلوه تاريخ در شرح نهج البلاغه ، ج 2 ، ص 106 نيز مراجعه فرماييد .
( 1 ) به وقعة صفين ، ص 320 مراجعه فرماييد كه اين دعاى عمار را با فزونيهاى ديگرى كه گوياتر است آورده است .