هياهوگر ميان بازارها نيست . نه تنها بدى را به بدى پاداش نمىدهد بلكه عفو و گذشت مىفرمايد ، ( 1 ) امت او پيكار كنندگان بسيار ستايندهاند كه خداى را در هر فراز و نشيب مىستايند و زبانهاى آنان همواره تكبير و تهليل مىگويد . ايشان پيامبر خود را در برابر هر كس كه با او بستيزد يارى مىدهند ، و چون خداوند روزگار او را به سر آورد ، امت او نخست گرفتار اختلافى مىشوند و پس از اندكى براى روزگارى هماهنگ مىگردند و سپس گرفتار اختلاف مىشوند . مردى از امت او كه سپاهى را از پى خود مىكشد از كرانهء اين رود درياگونه مىگذرد . مردم خاور را همراه و آهنگ باختر دارد . او شايسته و سزاوارترين مردم آن روزگار به پيامبر ( ص ) از لحاظ قرابت و دين است . آن مرد كنار اين صومعه فرو مىآيد .
امر به معروف و نهى از منكر مىكند . به حق حكم مىدهد و در حكم هيچ رشوه نمىپذيرد .
دنيا در چشم او خوارتر از خاكسترى است كه با وزش باد پراكنده گردد . در راه خدا مرگ در نظرش گواراتر از آب سرد شيرين براى تشنه است . در نهان از خداى بيم دارد و در آشكار همواره براى او نصيحت و خيرخواهى مىكند . او را در راه خدا سرزنش هيچ سرزنشكننده بازنمىدارد .
( 2 ) هر كس از مردم اين سرزمين آن پيامبر را درك كرد به او بگردد كه پاداش گرايش به او بهشت و خشنودى خداوند است ، و هر كس آن بندهء صالح را دريابد بيدرنگ از او پيروى كند كه كشته شدن همراه او شهادت است .
على ( ع ) عرضه داشت : سپاس خداوندى را كه در پيشگاه او فراموش شده نيستم و سپاس پروردگارى را كه نام مرا در نامهء نيكان آورده است .
( 3 ) آن راهب گفت : هنگامى كه خداوند پيامبر خويش را برانگيخت من مسلمان شدم و اينك كه تو از كنار ما گذر مىكنى از تو پيروى مىكنم و همراه تو خواهم بود و هرگز از تو جدا نمىشوم تا آنچه كه بر سر تو آيد بر سر من هم بيايد .
( 4 ) حبة بن جوين عرنى « 1 » مىگويد : اين راهب همدم من بود و چون با دشمن خود روياروى شديم ، كشته شد . و مردم كشتگان را به خاك سپردند . على عليه السلام به جستجوى پيكر او برآمد . آن را پيدا كرد و خود بر او نمازگزارد و براى او آمرزش خواهى فرمود و او را به خاك سپرد و فرمود : اين مرد در شمار خاندان ماست . « 2 »
هامش
( 1 ) در متن به صورت حرمة بن حويه است . مصحح محترم تصحيح كردهاند .
( 2 ) اين موضوع را اخطب خوارزم درگذشته به سال 568 ق در المناقب ، ص 167 از قول حبه عرنى با تفاوتهاى لفظى مختصر ، و نصر بن مزاحم منقرى درگذشته به سال 212 ق در وقعة صفين ، ص 147 آوردهاند . ابن ابى الحديد هم اين