آنچه از خوراك و علوفه فراهم آوردهايد ، ما خوش نمىداريم چيزى از اموال شما را بدون پرداخت بهاى آن بخوريم .
( 1 ) آنان گفتند : اى امير المؤمنين ! ما را ميان اعراب دوستان و آشنايانى است . آيا ما را از اينكه به آنان هديه دهيم و آنان را از پذيرش هديهء ما منع مىفرمايى ؟ فرمود : همهء اعراب دوستان و آشنايان شمايند . هيچ يك از اعراب از ديگرى به شما سزاوارتر نيست شما را هم از اينكه به پاس آشنايى هديه دهيد و هيچ يك از مسلمانان را از اينكه هديهاى بپذيرد ، منع نمىكنم ، اما اگر كسى چيزى را به زور از شما گرفت ما را آگاه كنيد . گفتند : اى امير المؤمنين ! خوش مىداريم كه هديه و بزرگداشت ما را قبول فرمايى . فرمود : خدا پدرتان را بيامرزد . ما از شما توانگرتريم . « 1 »
( 2 )
فرود آمدن امير المؤمنين عليه السلام در مسير خود به شام كنار دير بليخ در رقّة و پايين آمدن راهب از دير خود به حضور آن حضرت و عرضه داشتن نامهاى كه آن را يكى از حواريون عيسى بن مريم ( ع ) نوشته بود و مژدهء برانگيخته شدن پيامبر عربى
و گذر كردن وصى او را همراه لشكر خود از كنار آن دير و سفارش ايمان آوردن به پيامبر و همراهى با وصى آن حضرت در آن نوشته شده بود على ( ع ) به راه خود ادامه داد و سپس كنار فرات فرود آمد . راهب و سرپرست صومعهاى كه آنجا بود به حضورش آمد و گفت : اى امير المؤمنين ! پيش پدرم نامهاى كهن بود كه آن را يكى از حواريون عيسى ( ع ) نوشته است و اين نامه ميان افراد خاندان ما دست به دست رسيده است . اگر بخواهى آن نامه را پيش تو آورم . فرمود : آرى كه مىخواهم . راهب آن نامه را آورد و براى على و يارانش خواند و در آن نامه چنين نوشته شده بود :
( 3 ) به نام خداوند بخشندهء مهربان كه در قضا و مشيت خود و كتاب سرنوشت چنين مقرر فرموده است كه ميان مردم مكه پيامبرى از خودشان مبعوث مىفرمايد كه بر آنان حكمت و كتاب مىآموزد و آنان را به راه بهشت رهنمون مىسازد . درشت سخن و تندخوى و
هامش
( 1 ) بخشى از اين گفتگوى امير المؤمنين عليه السلام با دهقانان انبار در بخش كلمات قصار و حكم آن حضرت در نهج البلاغه آمده است ، به شماره 36 كلمات قصار مراجعه فرماييد .