( 1 ) حفصه پاره كرد و گفت مگر نمىدانى خداوند در سورهء نور چه نازل فرموده است ؟ « 1 » سپس مقنعه ديگرى خواست و بر او پوشاند .
عبد الوهاب بن عطاء از ابن جريج ما را خبر داد كه مىگفته است * از گفتهء عكرمه مرا خبر دادند كه مىگفته است عايشه و ديگر همسران حضرت رسول ( ص ) پس از رحلت آن حضرت در حالى كه محرم بودند خضاب حنا مىبستند و در جامههاى رنگ شده با عصفر حج مىگزاردند .
محمد بن عمر واقدى ، از منصور بن سلمه از پدرش ، از عايشه دختر طلحه از گفتهء عايشه همسر رسول خدا ما را خبر داد كه مىگفته است * از حجرهء خود همراه رسول خدا بيرون آمديم چون به فضاى باز خانه رسيديم بخشى از مواد خوشبوى زرد رنگى كه بر موها و سر خود زده بودم بر چهرهام چكيد ، پيامبر فرمودند « اى سرخ وش ! اينك رنگ چهرهات زيباست » .
محمد بن عمر واقدى ، از ثورى ، از معاوية بن اسحاق ، از عايشه دختر طلحه از عايشه همسر رسول خدا ما را خبر داد كه مىگفته است * از پيامبر ( ص ) دربارهء جهاد پرسيدم ، فرمود « جهاد شما زنها حج است » .
محمد بن عمر واقدى ، از ابن ابى زناد ، از هشام بن عروة ، از پدرش ما را خبر داد كه مىگفته است * گاهى عايشه قصائد شصت و صد بيتى را از حفظ مىخواند .
محمد بن عمر ، از ابن ابى سبرة از عبد المجيد بن سهيل از عكرمة ما را خبر داد كه مىگفته است * عايشه از حسن و حسين - عليهما السلام - رو مىگرفته و پشت پرده مىرفته است ، ابن عباس مىگفته است رفتن آن دو به خانه و پيش عايشه حلال بوده است . « 2 »
محمد بن عمر واقدى ، از سفيان بن عيينه از عمرو بن دينار از ابو جعفر - ظاهرا يعنى حضرت باقر - ما را خبر داد كه مىفرموده است * حسن و حسين عليهما السلام به خانه و پيش همسران پيامبران ( ص ) نمىرفتهاند « 3 » ، ابن عباس مىگفته است رفتن آنان براى ايشان حلال
هامش
( 1 ) خوانندگان گرامى توجه دارند كه خداوند در آيهء 30 ، سورهء بيست و چهارم - نور فرموده است و بايد زنان مقنعههاى خود را بر گريبان بيفكنند ، براى آگهى بيشتر به تفسير طبرسى ، مجمع البيان ، ذيل آيهء مذكور مراجعه شود و به پا برگ شمارهء 82 هم توجه فرمايند .
( 2 ) مىبينيد كه اين بانوى گرامى آغازگر همه نوع بىمهرى نسبت به فرزندان فاطمه و على عليهم السلام است .
( 3 ) ظاهرا در همين كتاب طبقات چه در بخش زندگى حضرت مجتبى و حضرت سيد الشهداء و چه در بخش زندگى بانوى بزرگوار ام سلمه صميميت و مهرورزى و فراوانى معاشرت و رفت و آمد از سوى هر سه تن آشكارا ديده مىشود ، بگذار سخن در سينه نهفته ماند .