( 1 ) داد كه مىگفته است * به قاسم بن محمد گفتم گروهى مىپندارند كه رسول خدا از پوشيدن جامههايى كه با عصفر رنگ شده است و زيورهاى زرينه نهى فرمودهاند ، گفت ياوه مىگويند خودم عايشه را ديدم كه جامه زرد مىپوشيد و انگشترى زرين بر دست مىكرد .
عارم بن فضل از حماد بن زيد ، از ايوب ، از ابن ابى مليكه ما را خبر داد كه مىگفته است * بر تن عايشه پيراهنى گلفام ديدم .
همو ، از عبد الرحمان بن قاسم ما را خبر داد كه قاسم مىگفته است * عايشه در پيراهن زرد محرم مىشد .
معلى بن اسد ، از معلى بن زياد قطعى از گفتهء بكره دختر عقبه ما را خبر داد كه مىگفته است * پيش عايشه رفته و عايشه پيراهن زرد رنگ بر تن داشته است ، مىگويد از عايشه دربارهء حنا پرسيدم گفت گياه پاكيزه و آب پاكى است . گويد دربارهء آرايش - سرمه كشيدن به ابرو و چشم - از عايشه پرسيدم ، گفت در صورتى كه همسر داشته باشى اگر به عنوان مثل بتوانى تخم چشم خود را بيرون آورى و آن را زيباتر از آنچه هست كنى چنين كار را انجام بده .
حجاج بن نصير از على بن مبارك ما را خبر داد كه مىگفته است * ام شيبة مىگفت بر تن عايشه پيراهن رنگ شده با عصفر - زرد رنگ - ديدم .
معن بن عيسى ، از مخرمة بن بكير ، از پدرش از عمره ما را خبر داد كه عايشه مىگفته است * براى هر زنى از سه جامه به هنگام نماز چاره نيست كه در آن نماز بگزارد ، پيراهنى و روسرى بزرگى و جامه سراسرى كه تمام بدنش را بپوشاند . مىگويد عايشه هم به هنگام نماز رداى معمولى خود را كنار مىگذاشت و همان جامهء بلند و سراسرى را مىپوشيد .
همو ، از مالك از علقمه بن ابى علقمه از گفتهء مادرش ما را خبر داد كه مىگفته است * حفصه دختر عبد الرحمان در حالى كه روسرى نازكى بر سر داشت - با مقنعهء نازكى - پيش عايشه رفت ، عايشه آن مقنعه را بر تن حفصه پاره كرد و مقنعهيى ضخيم بر او پوشاند . « 1 »
مسلم بن ابراهيم از گفتهء ام نصر ، از گفتهء معاذه ما را خبر داد كه مىگفته است * بر تن عايشه ملافه رنگ شده با عصفر - زرد رنگ - ديده است .
هامش
( 1 ) خوانندگان گرامى توجه داشته باشند كه حفصه برادرزادهء عايشه است و اين گونه رفتار از عمهيى چون عايشه نسبت به برادرزادهاش غير معمول نيست ، اين حفصه برادرزادهء عايشه و خواهرزادهء ام سلمه همسران حضرت ختمى مرتبت است ، شرح حال او در همين جلد طبقات آمده است .