( 1 ) كنى ، گفتم اى رسول خدا چه پيشنهادى است و آن حضرت آيههاى بيست و هشت و بيست و نه سورهء احزاب را براى من تلاوت فرمود كه مىفرمايد « اى پيامبر به همسرانت بگو كه اگر زندگى و زيور اين جهانى را مىخواهيد بياييد تا شما را بهرهمند سازم و شما را رها سازم .
رها ساختن پسنديده ، و اگر خواستار خدا و پيامبرش و سراى ديگر باشيد همانا خداوند براى نيكوكاران شما پاداشى بزرگ فراهم فرموده است » « 1 » عايشه به پيامبر گفت در چه كارى امر مىفرمايى كه با پدر و مادرم رايزنى كنم ! بدون هيچ ترديد من خدا و پيامبرش و سراى ديگر را برمىگزينم ، گويد پيامبر ( ص ) را خوش آمد و شاد شد و فرمود همين پيشنهاد را كه بر تو عرضه كردم به ديگر همتايان تو نيز عرضه خواهم كرد . من گفتم اى رسول خدا آنان را از سخن و انتخاب من آگاه مكن ولى آن حضرت نپذيرفت و پيشنهاد را به آنان عرضه مىكرد و بلا فاصله مىفرمود عايشه خدا و پيامبرش و سراى ديگر را برگزيده است ، عايشه مىافزوده است كه رسول خدا ( ص ) پيشنهاد طلاق را بر ما عرضه فرمود و ما آن را طلاق ندانستيم و طلاق نشمرديم .
ابو بكر محمد بن ابى مرة مكى ، از نافع بن عمر ، از ابن ابى مليكه ما را خبر داد كه مىگفته است * ابن زبير هر گاه از عايشه حديث مىكرد مىگفت « سوگند به خدا كه عايشه هرگز بر رسول خدا دروغ نبسته است » .
سعيد بن منصور ، از ابن ابى الزناد ، از هشام بن عروة از پدرش ما را خبر داد كه مىگفته است * عايشه به من گفت اى خواهرزاده ! پيامبر ( ص ) به من فرمود بر من پوشيده نمىماند كه چه هنگامى خشنودى و چه هنگام خشمگينى ، گفتم اى رسول خدا چگونه مىشناسى پدر و مادرم فداى تو باد ، فرمود هنگامى كه خشنودى چون مىخواهى سوگند بخورى مىگويى نه به پروردگار محمد سوگند و هر گاه خشمگينى مىگويى نه به خداى ابراهيم ، گفتم راست مىفرمايى همينگونه است .
محمد بن ربيعه كلابى ، از اسماعيل بن رافع از گفتهء اسحاق كور ما را خبر داد كه مىگفته است * پيش عايشه رفتم پشت پرده رفت گفتم از من كه تو را نمىبينم رعايت حجاب مىكنى ؟ گفت بر فرض كه تو مرا نبينى من تو را مىبينم .
محمد بن عمر واقدى ، از عبد الحكيم بن عبد اللّه بن ابى فروة ما را خبر داد كه
هامش
( 1 ) براى آگهى بيشتر دربارهء اين دو آيه در منابع فارسى به تفسير كشف الاسرار ميبدى ، ج 8 ، ص 41 و تفسير ابو الفتوح ، ج 9 ، ص 148 مراجعه فرماييد .