تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
( 1 ) ما را خبر داد كه مىگفته‌اند * عايشه را ديدم كه هفتاد هزار درم صدقه داد و در همان حال پيراهن خود را وصله مىزد ، يا در عبادت سخت كوشا بود . « 1 » ابو معاويه ضرير ، از هشام بن عروة از محمد بن منكدر ، از امّ ذرّه « 2 » ما را خبر داد كه مىگفته است * عبد اللّه بن زبير صد هزار درم در دو جوال براى عايشه فرستاد ، عايشه بشقابى خواست و در همان روز كه روزه هم بود شروع به تقسيم آن مال ميان مردم كرد ، و چون روز را به شب رساند گفت اى كنيزك افطار مرا بياور ، ام ذره گفت اى ام المؤمنين ! آيا با اين پول كه همه را انفاق كردى نمىتوانستى يك درم گوشت بخرى كه با آن افطار كنى ؟ عايشه گفت بر من سخت مگير اگر قبلا گفته بودى اين كار را كرده بودم . اسباط بن محمد ، از مطرف ، از ابو اسحاق ، از مصعب بن سعد ما را خبر داد كه مىگفته است * عمر براى همسران رسول خدا ده هزار درم مقررى - ساليانه - تعيين كرد و براى عايشه به اين دستاويز كه محبوبهء رسول خداست دو هزار درم بيشتر مقرر داشت . وكيع بن جراح و محمد بن عبيد هر دو از اسماعيل بن ابى خالد از قيس بن ابى حازم نقل مىكرد كه مىگفته است * عمرو بن عاص از پيامبر پرسيد اى رسول خدا محبوب‌ترين مردم در نظر شما كيست ؟ فرمود « عايشه » ! عمرو عاص گفت مقصودم از مردان بود ، فرمود « پدرش » ! « 3 » فضل بن دكين ، از سفيان ، از فراس ، از شعبى ، از مسروق ما را خبر داد كه مىگفته است * زنى به عايشه گفت مادر جان ! عايشه گفت من مادر تو نيستم ، مادر مردان شمايم . ابو اسامه حماد بن اسامه از هشام بن عروة از پدرش ، از عايشه ما را خبر داد كه مىگفته است * رسول خدا به من فرمود ، دو بار تو را در خواب ديدم كه تو را پيچيده در پارچه حريرى آوردند و چهره‌ات را گشودند كه تو بودى و به من گفته مىشد اين همسر تو است و من مىگفتم اگر اين تقدير خدا باشد آن را بر آورده مىفرمايد . محمد بن زيد واسطى ، از مجالد بن سعيد ، از عامر شعبى ، از مسروق ما را خبر داد كه
هامش
( 1 ) در پاره‌يى از نسخ ترفع و در پاره‌يى ديگر ترقع است و با مراجعه به ابن اثير ، النهايه ، در ترجمه هر دو معنى را در نظر گرفتم . ( 2 ) اين بانو كه خدمتكار عايشه بوده از اصحاب هم شمرده شده است . ابن سعد در همين جلد طبقات نام او را آورده است . ( 3 ) براى آگهى از محبوب‌ترين مردان در نظر رسول خدا ( ص ) لطفا به صحيح ترمذى ، ج 2 ، ص 299 و مستدرك حاكم ، ج 3 ، ص 130 و حافظ ابو نعيم اصفهانى ، حلية الاولياء ، ج 6 ، ص 339 و خطيب ، تاريخ بغداد ، ج 3 ، ص 171 و ابن اثير ، اسد الغابة ، ج 4 ، ص 30 و . . . مراجعه فرماييد كه معلوم مىشود على عليه السلام است .