( 1 ) ماجشون ، از ابو محمد آزاد كرده و وابسته غفارىها ما را خبر داد كه مىگفته است * عايشه از رسول خدا پرسيد همسران شما در بهشت چه كسانى هستند ؟ پيامبر فرمود تو از آنانى .
يزيد بن هارون ، از اسماعيل بن ابى خالد ، از مصعب بن اسحاق بن طلحه ما را خبر داد كه مىگفته است * به من خبر دادهاند كه پيامبر فرمودهاند « براى اينكه مرگ بر من آسان باشد عايشه يا كفهاى دستهايش را كه در بهشت بود به من نشان دادند » . « 1 »
عبد اللّه بن نمير ، از هشام بن عروة ، از پدرش ، از عايشه ما را خبر داد كه مىگفته است * با عروسكها بازى مىكردم چند دختر و بانوى هم سن و سال من هم مىآمدند و همراه من بازى مىكردند و چون رسول خدا را مىديدند از آن حضرت فاصله مىگرفتند و مىرفتند و پيامبر ( ص ) آنان را به خانه مىآورد و با من بازى مىكردند .
ابو معاويه ضرير ، از اسماعيل بن سميع ، از مسلم بطين ما را خبر داد كه پيامبر ( ص ) فرمودهاند « عايشه در بهشت همسر من است » .
همو ، از هشام بن عروة ، از عباد بن حمزه ما را خبر داد كه مىگفته است * عايشه به حضور رسول خدا رفته و گفته است اى رسول خدا به زنان خود كنيه ارزانى داشتهاى مرا هم كنيهاى ارزانى دار ، پيامبر فرمودهاند به نام خواهرزادهات عبد اللّه كنيه خود را برگزين .
انس بن عياض ليثى هم از همان راويان ما را خبر داد كه * عايشه به پيامبر ( ص ) گفته است آيا به من كنيه ارزانى نمىدارى ؟ و فرمودهاند به نام پسرت عبد اللّه بن زبير كنيهات را برگزين و كنيه او ام عبد اللّه بوده است .
ابو معاويه ضرير از اعمش ، از مسلم ، از مسروق ما را خبر داد كه * از او پرسيدهاند آيا عايشه احكام و مسائل ميراث را به خوبى مىدانسته است ؟ و او پاسخ داده آرى ، سوگند به كسى كه جان من در دست اوست مشايخ اصحاب حضرت ختمى مرتبت را ديدم كه همگى از بزرگان بودند و مسائل ميراث را از او مىپرسيدند .
ابو معاويه ضرير و محمد بن عبد اللّه طنافسى هر دو از اعمش از مسلم ما را خبر دادند كه هر گاه از عايشه حديث نقل مىكرده مىگفته است بانوى راستگو و فرزند صديق و محبوب حبيب خدا را كه از تهمت تبرئه شده است مرا بدين گونه حديث كرد .
ابو معاويه ضرير از اعمش از تميم بن سلمه از عروة ، و همچنين از گفتهء هشام بن عروه
هامش
( 1 ) به راستى نمىفهميدهاند كه مرگ براى بزرگوارى كه به رفيق اعلى مىپيوندد عين وصل است و با ساختن اين گونه روايات سست به خيال بزرگ كردن عايشه از مقام والاى رسول خدا مىكاهند .