تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
( 1 ) ابو اسامه حماد بن اسامة از هشام بن عروة از پدرش عروة ما را خبر داد كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) هر گاه براى رويارويى با دشمن از مدينه بيرون مىرفت ، همسران و ديگر بانوان خاندان خود را در برج حسان بن ثابت كه از استوارتر برجهاى مدينه بود جا مىداد ، حسان به روز جنگ احد از شركت در جنگ خوددارى كرد و در برج خود ماند ، در آن هنگام مردى يهودى آمد و براى شنيدن سخنان زنها و كسب خبر خود را به ديوار برج چسباند ، صفيه دختر عبد المطلب به حسان گفت پايين برو و اين يهودى را بكش ، حسان گويا ترسيد و صفيه خود عمودى برداشت و فرود آمد و كمين كرد و اندك اندك در را گشود و ناگاه بر يهودى حمله كرد و بر او عمود كوفت و او را كشت . « 1 » عفان بن مسلم ، از حمّاد بن زيد بن سلمه ، از هشام بن عروة ما را خبر داد كه مىگفته است * صفيه دختر عبد المطلب روز جنگ احد هنگامى كه مسلمانان روى به گريز نهادند در حالى كه نيزه‌يى در دست داشت بيرون آمد و با آن به چهرهء مردان اشاره مىكرد و مىگفت شگفتا كه از حضور رسول خدا گريخته‌ايد ! گويد همين كه رسول خدا ( ص ) صفيه را ديد فرمود « اى زبير مواظب اين بانو باش » ، و چون شكم حمزه را دريده بودند پيامبر ( ص ) خوش نداشت صفيه كه خواهرش بود او را بدان حال ببيند ، زبير گفت مادر جان بر جاى خود بايست و خوددار باش ، صفيه گفت بىمادر بمانى كنار برو ، آنگاه جلو آمد و بر پيكر حمزه نگريست . صفيه كه از رسول خدا روايت كرده است به روزگار خلافت عمر بن خطاب درگذشت ، آرامگاه او در بقيع و موازى خانه مغيرة بن شعبه و كنار وضوخانه است . « 2 »

اروى

دختر عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف بن قصى است و مادرش فاطمه دختر عمرو بن عائذ بن عمران بن مخزوم است ، به روزگار جاهلى عمير پسر وهب بن عبد مناف بن قصى او را به همسرى گرفت و اروى براى او پسرى به نام طليب آورد ، سپس ارطاة پسر شرحبيل بن هاشم
هامش
( 1 ) اين موضوع با تفصيل بيشترى در ترجمهء مغازى ، ص 207 آمده است . ( 2 ) سال درگذشت صفيه را بيستم هجرت نوشته‌اند ، صفيه شاعرى شيرين سخن بوده است براى آگهى از نمونه شعر او به اعلام النساء ، ج 2 ، ص 343 ، عمر رضا كحاله بيروت 1404 ق مراجعه فرماييد .