( 1 ) زيورهايى به رسول خدا هديه داد كه انگشترى زرين هم ميان آنها بود و پيامبر از استفاده از آن روى گردان بود ، آن را براى امامه كه نوهء آن حضرت و دختر دخترش زينب بود فرستاد و پيام داد كه دخترك عزيزم اين را زيور خود قرار بده .
عبد اللّه بن مسلمة بن قعنب ، از مالك بن انس ، از عامر بن عبد اللّه بن زبير از عمرو بن سليم زرقى ، از ابو قتاده ما را خبر داد كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) در حالى كه نماز مىخواند امامه دختر زينب را بر دوش داشت هر گاه به سجده مىرفت او را بر زمين مىنهاد و چون بر مىخاست بر دوش مىگرفت .
محمد بن اسماعيل بن ابى فديك مدينى از ابن ابى ذئب ما را خبر داد كه مىگفته است * امامة به مغيرة بن نوفل بن حارث گفت معاويه از من خواستگارى كرده است ، مغيره به او گفت آيا همسر پسر هند جگرخواره مىشوى ؟ و اگر موافقى اين كار را بر عهدهء من بگذار .
امامه گفت آرى ، مغيره گفت تو را به ازدواج خود درآوردم ، ابن ابى ذئب مىگفته است و امامه آن را تنفيذ كرده است .
سخن دربارهء عمههاى حضرت ختمى مرتبت ( ص )
صفيه
او دختر عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف بن قصى است ، مادرش هاله دختر وهيب بن عبد مناف بن زهرة بن كلاب است ، صفيه خواهر پدر و مادرى حمزة بن عبد المطلب است .
به روزگار جاهلى حارث بن حرب بن اميّة بن عبد شمس بن عبد مناف بن قصى صفيه را به همسرى گرفت و صفيه براى او پسرى به نام صفى زاييد ، پس از حارث عوّام بن خويلد بن اسد بن عبد العزى بن قصىّ « 1 » صفيه را به همسرى گرفت و صفيه براى او زبير و سائب و عبد الكعبه را زاييد .
صفيه اسلام آورد و با رسول خدا بيعت كرد و به مدينه هجرت نمود و حضرت ختمى مرتبت چهل شتروار از حاصل خيبر را به او اختصاص داد .
هامش
( 1 ) ملاحظه مىفرماييد كه زبير برادرزادهء حضرت خديجه و پسر عمهء حضرت ختمى مرتبت است .