تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧
( 1 ) مىگفته است * بر تن ام كلثوم دختر رسول خدا ( ص ) حله ابريشمى زرد رنگ ديده‌ام . محمد بن عمر واقدى ، از سفيان بن عيينة از عمر بن عبد اللّه عنسى ، از مطلب بن عبد اللّه بن حنطب ، از فاطمه خزاعيه ، از اسماء دختر عميس ما را خبر داد كه مىگفته است * پيكر ام كلثوم دختر رسول خدا و نيز پيكر صفيه دختر عبد المطلب را غسل دادم و براى ام كلثوم شبه تابوتى فراهم آوردم يعنى دستور دادم شاخه‌هاى تر و تازه آوردند و پيكر را پوشاندم . محمد بن عمر واقدى از مالك بن ابى رجال از پدرش و او از گفتهء مادرش عمرة دختر عبد الرحمان ما را خبر داد كه مىگفته است * پيكر ام كلثوم را تنى چند از بانوان انصار كه ام عطيه هم ميان ايشان بود غسل دادند و ابو طلحه براى به خاك سپارى او وارد گور شد . محمد بن عمر واقدى ، از فليح بن سليمان از هلال بن اسامة از انس بن مالك ما را خبر داد كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) را ديدم كه به هنگام خاك سپارى ام كلثوم كنار گور او نشسته بود و از ديدگانش اشك مىريخت و خطاب به جمع مردان فرمود : آيا ميان شما كسى هست كه ديشب نزديكى نكرده باشد ؟ ابو طلحه گفت من اى رسول خدا ! فرمود وارد گور شو . محمد بن عمر واقدى ، از اسامة بن زيد ليثى ، از محمد بن عبد الرحمان بن سعد بن زرارة ما را خبر داد كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) خود بر پيكر ام كلثوم نماز گزارد و كنار گور نشست و على بن ابى طالب ( ع ) و فضل بن عباس و اسامة بن زيد وارد گور شدند .

امامة « 1 »

دختر ابو العاص بن ربيع بن عبد العزى بن عبد شمس بن عبد مناف بن قصى ، كه مادرش زينب دختر رسول خدا بوده است . ابو وليد هشام طيالسى ، از ليث بن سعد بن ابى سعيد مقبرى ، از عمرو بن سليم زرقى ما را خبر داد كه مىگفته است * از ابو قتاده شنيدم مىگفت در حالى كه بر در خانه رسول خدا نشسته بوديم آن حضرت بيرون آمد و امامه دختر ابو العاص بن ربيع را كه دخترك
هامش
( 1 ) ظاهرا چون امامه بالغ بوده است محمد بن سعد او را در زمرهء بانوانى كه افتخار مصاحبت داشته‌اند آورده است و حال آنكه دختران حضرت زهرا صغير بوده‌اند .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 37 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد