( 1 ) هم دربارهء رقيه است شايد رسول خدا پس از آمدن به مدينه بر گور او حاضر شدهاند و گريستن زنها بر رقيه پس از بازگشت پيامبر ( ص ) از بدر بوده است . « 1 »
ام كلثوم دختر رسول خدا ( ص )
مادرش خديجه دختر خويلد بن اسد بن عبد العزى بن قصىّ است ، پيش از بعثت رسول خدا ( ص ) عتيبة پسر ديگر ابو لهب بن عبد المطلب او را نامزد و عقد كرد ، هنگامى كه رسول خدا ( ص ) مبعوث شد و خداوند آيهء « تبت يدا ابى لهب » را كه نخستين آيهء سورهء مسد است نازل فرمود ابو لهب به عتيبه گفت اگر دختر محمد ( ص ) را طلاق ندهى همواره با تو قهر خواهم بود ، عتيبه ام كلثوم را كه با او نزديكى نكرده بود طلاق داد ، ام كلثوم همواره در مكه و همراه پدر بزرگوارش بود و پس از مسلمان شدن مادرش خديجه او هم مسلمان شد و رسول خدا هنگامى كه از زنها بيعت مىگرفت از او و خواهرانش هم بيعت گرفت ، هنگامى كه پيامبر ( ص ) به مدينه هجرت فرمود ام كلثوم هم همراه ديگر كسانى كه تحت تكفل حضرت ختمى مرتبت بودند به مدينه هجرت كرد و همواره مقيم مدينه بود ، و چون رقيه دختر رسول خدا درگذشت عثمان بن عفان با ام كلثوم كه دوشيزه بود ازدواج كرد . مراسم عقد در ماه ربيع الاول سال سوم هجرت بود و در ماه جمادى الآخرة همان سال به خانهء عثمان برده شد و همواره همسر او بود تا آنكه بدون اينكه فرزندى براى عثمان بياورد در شعبان سال نهم هجرت رخت از جهان بربست و رسول خدا فرمودند اگر دختران من ده تن هم مىبودند آنان را به همسرى عثمان مىدادم . « 2 »
ابو بكر بن عبد اللّه بن ابى اويس مدنى ، از سليمان بن بلال ، از يحيى بن سعيد از ابن شهاب زهرى از انس بن مالك ما را خبر داد كه مىگفته است * بر تن ام كلثوم دختر رسول خدا چادرى ابريشمى زرد رنگ - يا داراى راههاى زرد - ديده است .
وكيع بن جراح هم از صالح بن ابى اخضر از زهرى از انس بن مالك نقل مىكند كه
هامش
( 1 ) عمر بن خطاب از اين دست تندرويها داشته است كه حضرت ختمى مرتبت مكرر او را منع فرمودهاند .
( 2 ) ملاحظه مىكنيد كه محمد بن سعد چنين مطلب مهمى را بدون آوردن سند و به اصطلاح به صورت مرسل نقل كرده است كه مىتوان در درستى آن ترديد كرد ، و موضوع ازدواج عثمان با دو دختر حضرت ختمى مرتبت از دير باز مورد ترديد بوده است . حديث « اگر دختران من . . . » را سيوطى در جامع الصغير نياورده است .