تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 34

مساهمون:

ص٣٤
( 1 ) ازار خود يا ازارى را پيش ما انداخت و فرمود اين را چسبيده به بدنش بر او بپيچيد . عارم بن فضل ، از حماد بن زيد ، از ايوب از محمد از ام عطيه ما را خبر داد كه مىگفته است * يكى از دختران رسول خدا درگذشت ، پيامبر ( ص ) پيش ما آمد و فرمود او را سه يا پنج بار يا اگر لازم دانستيد بيشتر از آن با آب سدر بشوييد و بار آخر كافور يا مقدارى كافور با آب بياميزيد و چون از آن فارغ شديد آگاهم سازيد ، چون از غسل فارغ شديم خبر داديم جامه ازار خود را پيش ما انداخت و فرمود اين را چسبيده به بدنش بر او بپوشانيد . همين عارم از حماد ، از ايوب ، از حفصة ، از ام عطيه ما را خبر داد كه * رسول خدا فرمودند او را سه بار يا پنج بار يا هفت بار و اگر لازم دانستيد بيشتر از آن غسل دهيد ، ام عطيه افزوده است كه موهاى سر ميت را به سه دسته تقسيم كرديم . وكيع بن جراح ، از سفيان ، از هشام ، از حفصه دختر سيرين از ام عطيه ما را خبر داد كه مىگفته است * پس از غسل دادن پيكر دختر پيامبر ( ص ) موهاى سرش را سه دسته تقسيم كرديم دو زلف و موهاى پيشانى و آنها را به عقب و پشت سرش برگردانديم . همين وكيع ، از سفيان ، از خالد كفشگر ، از حفصة دختر سيرين از ام عطيه ما را خبر داد كه مىگفته است * به هنگام غسل دادن دختر پيامبر ( ص ) همين كه مشغول به كار شديم رسول خدا فرمود از بخشهاى راست بدن و از جاهايى كه در وضو مىشويند آغاز كنيد .

رقيه دختر رسول خدا ( ص )

مادرش خديجه دختر خويلد بن اسد بن عبد العزى بن قصى است ، پيش از بعثت رسول خدا عتبة پسر ابو لهب بن عبد المطلب او را نامزد و عقد كرد و چون پيامبر مبعوث شد و خداوند سوره مسد و آيه « تبت يدا ابى لهب و تب » را نازل فرمود ، ابو لهب به پسر خود گفت اگر دختر محمد ( ص ) را طلاق ندهى همواره با تو قهر خواهم بود ، عتبه بدون اينكه با رقيه نزديكى كرده باشد او را طلاق داد . « 1 » رقيه به هنگامى كه مادرش خديجه مسلمان شد اسلام آورد و پيامبر ( ص ) هنگامى كه با زنان بيعت مىفرمود با رقيه و خواهرانش هم بيعت فرمود - بيعت آنان را پذيرفت .
هامش
( 1 ) اين عتبه يا عتيبه كه رسول خدا را سخت آزار مىداد بر اثر نفرين آن حضرت در صحراى شام طعمه درنده‌يى شد كه او را پاره پاره كرد براى آگهى بيشتر به ترجمهء بيهقى ، دلائل النبوة ، ج 2 ، ص 76 به قلم اين بنده مراجعه فرماييد .