تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
( 1 ) جان من در دست قدرت اوست من از اين موضوع آگاه نبودم تا هنگامى كه همان را شنيدم كه شما شنيديد ، مؤمنان پشت و پناه يك ديگرند و مىتوانند كسى را پناه دهند ، من هم هر كه را زينب پناه داده است پناه مىدهم . و چون پيامبر ( ص ) به خانهء خود برگشت زينب به حضورش رفت و از آن حضرت خواهش كرد كه آنچه از ابو العاص گرفته شده است به او برگردانده شود و پيامبر ( ص ) چنان فرمود و به زينب دستور داد كه تا هنگامى كه ابو العاص مشرك باشد نزديكى كردند او با تو حرام است . ابو العاص با اموال به مكه برگشت و اموال و حق هر صاحب حقى را به او برگرداند و در ماه محرم سال هفتم هجرت در حالى كه مسلمان شده بود به حضور پيامبر هجرت كرد ، و حضرت ختمى مرتبت زينب را با همان عقد و نكاح نخستين به او برگرداند . « 1 » سعيد بن منصور ، از عبد اللّه بن مبارك ، از معمر از زهرى ، از انس بن مالك ما را خبر داد كه مىگفته است * بر تن زينب دختر رسول خدا ( ص ) چادر ابريشمى زرد رنگ - يا داراى راههاى زرد - ديدم . محمد بن عمر واقدى ، از يحيى بن عبد اللّه بن ابى قتاده ، از عبد اللّه بن ابى بكر بن محمد بن عمرو بن حزم ما را خبر داد كه مىگفته است * زينب دختر رسول خدا ( ص ) در آغاز سال هشتم هجرت درگذشت . محمد بن عمر واقدى ، از معاوية بن عبد اللّه بن عبيد اللّه بن ابى رافع از پدرش ، از پدر بزرگش ما را خبر داد كه مىگفته است * ام ايمن و سوده دختر زمعه و ام سلمه همسر حضرت ختمى مرتبت از كسانى بوده‌اند كه پيكر زينب دختر پيامبر را غسل داده‌اند . ابو معاويه ضرير ، از عاصم احول ، از ام عطيه ما را خبر داد كه مىگفته است * هنگامى كه زينب دختر رسول خدا درگذشت ، پيامبر فرمودند شمار غسلهايى كه مىدهيد فرد باشد سه بار يا پنج بار و در غسل پنجم مقدارى كافور بيفزاييد و چون او را غسل داديد مرا آگاه كنيد ، گويد چون از غسل او فارغ شديم پيامبر را آگاه كرديم ايشان يكى از پارچه‌هاى ازار خود را دادند و فرمودند اين را چسبيده بر بدنش بر او ببنديد . يزيد بن هارون و اسحاق بن يوسف ازرق و روح بن عبادة همگى از هشام بن حسان
هامش
( 1 ) عيص ناحيه‌يى است كه فاصلهء آن تا مدينه چهار شب راه است و اين موضوع با تفصيل بيشترى در ترجمهء مغازى واقدى ، ص 418 به قلم اين بنده ، چاپ مركز نشر دانشگاهى آمده است .