( 1 ) آرى نزديكتر اشخاص به مردم مىتواند او را پناه بدهد .
عبد اللّه بن نمير از اسماعيل از عامر ما را خبر داد كه مىگفته است * ابو العاص بن ربيع از شام به مدينه باز آمد ، همسرش زينب از پيش مسلمان شده و هجرت كرده بود ، ابو العاص اندكى بعد مسلمان شد و پيامبر ( ص ) آن دو را از يك ديگر جدا نفرمود .
عبد الوهاب بن عطاء از سعيد بن ابى عروبة ، از قتاده ما را خبر داد كه مىگفته است * زينب دختر حضرت ختمى مرتبت ( ص ) همسر ابو العاص بن ربيع بود و همراه پدر هجرت كرد ، شوهرش ابو العاص پس از آن مسلمان شد و به حضور پيامبر هجرت كرد و رسول خدا زينب را پيش او برگرداند .
قتاده مىگويد : سپس سورهء براءة نازل شد و بر طبق آيات آن سوره هر گاه زن پيش از شوهر مسلمان مىشد راهى براى رجوع شوهر جز با خواستگارى و عقد تازه نبود و در واقع مسلمان شدن زن براى او در حكم طلاق بائن بود .
ابو معاويه ضرير و يزيد بن هارون ، هر دو از حجاج از عمرو بن شعيب از پدرش از پدر بزرگ خود ما را خبر دادند كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) دخترش را با عقد تازه و يزيد بن هارون مىگفت با كابين تازه به ابو العاص برگرداند .
يزيد بن هارون ، از محمد بن اسحاق ، از داود بن حصين از عكرمة از ابن عباس ما را خبر داد كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) پس از دو سال دختر خود را با همان عقد نخست و بدون آنكه مهر تازهيى مقرر فرمايد به ابو العاص پس داد .
محمد بن عمر واقدى ، از موسى بن محمد بن ابراهيم بن حارث تيمى از پدرش ما را خبر داد كه مىگفته است * ابو العاص بن ربيع به سرپرستى كاروانى از قريش و همراه گروهى از مردم به شام رفت . به پيامبر ( ص ) خبر رسيد كه كاروان از شام بر مىگردد ، زيد بن حارثه را همراه يكصد و هفتاد سوار گسيل فرمود و آنان در جمادى الاولى سال ششم هجرت در منطقهء عيص با كاروان روياروى شدند . كاروان و بارها را تصرف كردند و گروهى از كسانى را كه همراه كاروان بودند از جمله ابو العاص بن ربيع را به اسيرى گرفتند ، ابو العاص همين كه به مدينه رسيد سحرگاهى پيش زينب دختر رسول خدا كه همسرش بود رفت و از او پناه خواست و زينب او را پناه داد ، همين كه پيامبر ( ص ) نماز صبح گزارد زينب بر در خانه خود ايستاد و با صداى بلند اعلان كرد كه من ابو العاص بن ربيع را پناه دادم ، پيامبر خطاب به مردم فرمود اى مردم آيا شما هم آنچه را من شنيدم شنيديد ؟ گفتند آرى ، فرمود سوگند به آن كه
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 31
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٣١