( 1 ) گزارد و ديگرى را براى آبيارى نخلستان خود بر جاى گذاشته است . گويد پيامبر فرمودند چون ماه رمضان فرا رسيد يا فرمودند چون ماه روزه فرا رسيد در آن عمره بگزار كه عمره در آن ماه همسنگ حج است و به جاى حج شمرده مىشود .
احمد بن عبد الله بن يونس از ابو شهاب از ابن ابى ليلى از عطاء از ابن عباس ما را خبر داد كه مىگفته است * ام سليم به پيامبر ( ص ) عرض كرد شوهرم ابو طلحه و پسرش بر شتر آبكش خود آهنگ حج دارند و مرا بر جاى مىگذارند ، پيامبر ( ص ) فرمودند عمرهيى در ماه رمضان تو را از حج گزاردن با من بسنده است و كفايت مىكند .
عبد الوهاب بن عطاء از سليمان تيمى از انس ما را خبر داد كه مىگفته است * ام سليم همراه همسران پيامبر بود و ساربانان آنان را با شتاب بر شتران مىبردند . گويد پيامبر ( ص ) از كنار آنان عبور كرد و خطاب به انجشة « 1 » فرمود در حركت دادن اين شيشههاى شكننده رعايت كن و مواظب باش .
حسن بن موسى از زهير از سليمان تيمى از انس بن مالك از خود ام سليم ما را خبر داد كه مىگفته است * همراه همسران پيامبر ( ص ) بوده است و شتربانان آنان را شتابان مىبردهاند و پيامبر ( ص ) خطاب به انجشه فرمودهاند « در حركت دادن اين شيشههاى شكننده رعايت كن . »
عبد الله بن جعفر رقى ، از عبيد الله بن عمرو از ايوب از ابو قلابه از انس ما را خبر داد كه مىگفته است * انجشة را ديدم كه راندن شترى را كه پيامبر ( ص ) سوار بودند و ام سليم هم همراه ايشان بود عهدهدار بود و پيامبر ( ص ) مىفرمود اى انجشه آرامتر و مواظب باش كه اين شيشههاى شكننده را آرام حركت دهى .
يحيى بن عباد از عمارة بن زاذان ، از بنانى از انس ما را خبر داد كه مىگفته است * ابو طلحه پسرى به نام ابو عمير داشت و پيامبر گاهى كه با آن پسر بچه روياروى مىشدند با محبت مىفرمودند اى ابو عمير گنجشك چه شد ؟ « 2 » گويد هنگامى كه ابو طلحه در يكى از كشتزارهاى خود بود كودك بيمار شد و مرد . ام سليم خودش پيكر كودك را شست و كفن و حنوط كرد و پارچهيى بر او كشيد و گفت نبايد كسى جز خودم اين خبر را به ابو طلحه
هامش
( 1 ) . نام بردهيى سياه پوست و خوش آواز كه براى شتران به هنگام حركت آواز مىخواند و آنان را شتابان به پيش مىراند . به اسد الغابه ، ج 1 ، ص 121 مراجعه فرماييد .
( 2 ) . پيش از اين ملاحظه كرديد كه گنجشك اين پسرك مرده بود و كودك نا آرامى مىكرد .