( 1 ) دست مىكشيد . پيامبر پرسيد ام سليم چه كار مىكنى ؟ گفت اين قطرههاى عرق را كه از بدن شما بيرون آمده است براى بركت مىگيرم .
عبد الله بن جعفر با همان اسناد از انس ما را خبر داد كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) به خانهء ام سليم آمد ، مشكى كه در آن آب بود آويخته بود پيامبر ( ص ) همچنان ايستاده مشك را برداشتند و از دهانه آن آب آشاميدند . ام سليم دهانهء مشك را - براى تبرك جستن - بريد و پيش خود نگهداشت .
ابو عاصم نبيل ، از ابن جريج از عبد الكريم بن مالك جزرى از براء نوهء دخترى انس بن مالك از انس از گفتهء مادرش ما را خبر داد كه مىگفته است * رسول خدا ( ص ) به خانهء او آمدهاند و از مشك آب كوچكى كه آويخته بوده است ايستاده و از دهانهء مشك آب نوشيدهاند ، ام سليم برخاسته و براى تبرك جستن دهانهء مشك را بريده - و پيش خود نگهداشته است .
عفان بن مسلم ، از حماد بن سلمة ، از ثابت ، از انس ما را خبر داد كه مىگفته است * هنگامى كه حضرت ختمى مرتبت در منى خواستند سر خود را بتراشند ابو طلحه مراقبت مىكرد همين كه سلمانى نيمى از موهاى آن حضرت را تراشيد ابو طلحه بخشى از موها را گرفت و براى ام سليم آورد كه او از آنها ضميمه مشك خود مىكرد و در عطردان خود از آن مىنهاد . ام سليم مىگويد پيامبر ( ص ) گاهى به خانهء من مىآمد و بر سفرهيى چرمى استراحت و خواب نيمروزى مىكرد و آن حضرت بسيار عرق مىكرد . گويد روزى شروع به جمع آورى قطرههاى عرق از روى سفره كردم و آن را در شيشهيى مىريختم پيامبر ( ص ) بيدار شدند و پرسيدند اى ام سليم در اين شيشه چه مىريزى ؟ گفتم باز ماندهء عرق بدن شما و مىخواهم عطرهاى سوده خود را با آن تر و تازه سازم .
محمد بن عبد الله انصارى ، از حميد از انس ما را خبر داد كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) به خانهء ام سليم آمد ، ام سليم براى آن حضرت خرما و روغن حاضر كرد .
رسول خدا فرمود « روغن را در خيكچه و خرما را در ظرف برگردان كه من روزهام » .
پيامبر ( ص ) برخاست و در گوشه حجره نماز مستحبى گزارد و براى ام سليم و افراد خانوادهاش دعا كرد . ام سليم عرض كرد كه اى رسول خدا مرا نياز كوچكى است ، پيامبر ( ص ) فرمودند چيست ؟ گفت خدمتگزارت انس را از دعا فراموش مفرماى . انس مىگفته است پيامبر هيچ خير اين جهانى و آن جهانى را رها نفرمود مگر اينكه براى من دعا
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 427
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٤٢٧