تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
( 1 ) قرار داد » و چون كودك زاده شد ام سليم او را همراه من به حضور رسول خدا فرستاد ، من چند دانه خرما هم برداشتم و پيش پيامبر ( ص ) رفتم ايشان در حالى كه عبايى بر تن داشتند يكى از شتران خود را تيمار مىفرمودند . رسول خدا از من پرسيدند آيا خرما همراهت هست ؟ گفتم آرى ، آن را گرفت و در دهان خويش نهاد و نرم كرد و لعاب دهان خويش را كه با آن آميخته بود در دهان كودك انداخت و نوزاد شروع به مكيدن كرد ، رسول خدا فرمود نشانى از دوست داشتن انصار خرما را ، آنگاه كام كودك را برداشت و او را عبد الله نام نهاد و ميان انصار كودكى خوشبخت‌تر و برتر از او نبود . يزيد بن هارون از عبد الله بن عون از انس بن سيرين از انس بن مالك ما را خبر داد كه مىگفته است * پسرى از ابو طلحه بيمار بود ، ابو طلحه از خانه بيرون رفت و پسرك مرد ، چون ابو طلحه برگشت پرسيد حال پسرم چگونه است ؟ ام سليم گفت بهتر و آرامتر است ، او براى شوهر خود شام آورد و او شام خورد و سپس از ام سليم كام گرفت و چون آسوده شد ام سليم گفت اينك موضوع را آشكار و پيكر كودك را به خاك بسپريد ، ابو طلحه چون صبح شد به حضور پيامبر رفت و ايشان را از موضوع آگاه كرد پيامبر پرسيد آيا ديشب هم بستر شده‌ايد ؟ گفت آرى ، فرمود پروردگارا بر ايشان فرخنده بدار ، انس مىگويد مادرم ام سليم پسرى آورد و ابو طلحه به من گفت او را به حضور پيامبر ببر مادر چند دانه خرما همراه من كرد و چون نوزاد را به حضور پيامبر بردم او را گرفته و فرمود آيا چيزى همراه دارى ؟ گفتم آرى چند دانه خرما . پيامبر آن را گرفت و جويد و اندكى از آن را در دهان نوزاد نهاد و كام او را برداشت و او را عبد الله نام نهاد . خالد بن مخلد از عبد الله بن عمر از گفتهء ام يحيى انصارى از انس بن مالك ما را خبر داد كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) سه دانه خرماى رطب را جويد و پس از آنكه خوب آن را جويد و با لعاب دهانش آميخته شد اندكى از آن را در دهان كودك نهاد و كامش را با آن برداشت ، نوزاد با اشتها شروع به مكيدن كرد و پيامبر مىفرمود نشانى از دوست داشتن انصار خرما راست . اسماعيل بن عبد الله بن ابى اويس ، از محمد بن موسى بن ابى عبد الله ، از عبد الله بن عبد الله بن ابى طلحة از گفتهء انس بن مالك ما را خبر داد كه مىگفته است * مادرم ام سليم برادرم عبد الله بن ابى طلحه را در پايان شب به دنيا آورد ، ابو طلحه گفت تا از خواب برنخاسته‌ام كام كودك را بر نداريد و كارى انجام ندهيد ، گويد چون ام سليم شب را به روز
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 432 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد