تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 428

مساهمون:

ص٤٢٨
( 1 ) فرمود و سپس عرضه داشت « پروردگارا به انس مال و فرزند بسيار روزى كن و براى او بركت بده و من اينك از توانگرترين افراد انصارم » و دخترم امينه مرا خبر داد تا هنگام آمدن حجاج بن يوسف ثقفى به بصره يكصد و بيست و نه تن از تخمهء مرا به خاك سپرده است . محمد بن عبد الله انصارى از حميد از انس ما را خبر داد كه مىگفته است * مادرم مرا همراه با زنبيلى از خرماى رطب به خانهء پيامبر ( ص ) فرستاد ، آن حضرت را در خانه‌اش پيدا نكردم و معلوم شد در خانهء يكى از بردگان خود هستند كه خياط بود و كارى را براى ايشان فراهم مىساخت و تريدى هم كه آميزهء گوشت و كدو بود براى پيامبر ساخته بود . رسول خدا مرا فرا خواندند و چون ديدم از كدو خوشش مىآيد كدوهاى پخته را نزديك آن حضرت مىنهادم . و چون پيامبر به خانهء خود برگشت زنبيل رطب را به حضورش نهادم و شروع به خوردن و تقسيم كردن آن فرمود آن چنان كه هيچ چيز از آن باقى نماند . « 1 » عفان بن مسلم از همّام ، از قتاده ، از انس ما را خبر داد كه مىگفته است * ام سليم همراه من طبقى خرما براى رسول خدا فرستاد ، پيامبر ( ص ) مشتى از آن برداشت و براى يكى از همسرانش فرستاد و سپس به مانند مردى كه به خوردن خرما اشتها دارد شروع به خوردن خرما كرد . محمد بن عبد الله انصارى از حميد از گفتهء انس ما را خبر داد كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) فرمودند « وارد بهشت شدم و نزديك خود آوايى شنيدم نگريستم غميصاء دختر ملحان بود » . عفان بن مسلم و سليمان بن حرب هر دو از گفتهء حماد بن سلمه ، از ثابت از انس بن مالك ما را خبر داد كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) فرموده‌اند « وارد بهشت شدم آوايى شنيدم ، پرسيدم صداى كيست ؟ گفتند صداى رميصاء دختر ملحان است » ، عفان بن مسلم در روايت خود همين نام را گفته است ولى سليمان بن حرب نام او را غميصاء ضبط كرده است . فضل بن دكين از معقل بن عبيد الله از عطاء از گفتهء خود ام سليم انصارى ما را خبر داد كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) فرموده‌اند ام سليم را چه شده است كه در اين سال با ما حج نمىگزارد ؟ ام سليم گفته است شوهرم دو شتر آبكش بيشتر ندارد بر يكى خود حج خواهد
هامش
( 1 ) . نظير همين روايت كه نشانى از علاقهء رسول خدا ( ص ) به كدو است در شمائل ترمذى ، ص 110 ترجمه آن به قلم اين بنده آمده است .