تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
( 1 ) نازل فرمود كه « به تحقيق كه واجب كرد خدا براى شما گشودن سوگندهايتان را » ، واقدى در پى اين سخن خود مىگويد مالك بن انس مىگفت اين حرمت در مورد كنيزكان اعمال نمىشود و اگر مرد به كنيز خود بگويد تو بر من حرامى مسئله‌يى نيست ولى اگر بگويد به خدا سوگند با تو نزديكى نمىكنم پرداخت كفاره سوگند بر او واجب مىشود . و همو از ابو حاتم از جويبر از ضحاك ما را خبر داد كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) كنيزك خود را بر خويش حرام كرد ، خداوند آن را قبول نفرمود و پيامبر كفارهء سوگند خود را پرداخت و او را برگرداند . همچنين واقدى از معمر از قتاده ما را خبر داد كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) با سوگند او را بر خود حرام فرموده بود . و باز واقدى ، از ثورى ، از داود بن ابى هند ، از شعبى ، از مسروق ما را خبر داد كه مىگفته است * رسول خدا ( ص ) نسبت به كنيز خود ايلاء كرد و تماس با او را بر خود حرام فرمود و خداوند متعال دربارهء ايلاء اين آيه را نازل فرمود « خداوند براى شما گشودن سوگندهايتان را فريضه قرار داده است » و نيز اين آيه را نازل فرموده است « اى پيامبر براى چه آنچه را خداوند براى تو حلال كرده است حرام مىكنى خشنودى همسرانت را مىجويى » و همانگونه كه گفته شد اين تحريم در مورد كنيزكان حلال است . و باز واقدى از موسى بن يعقوب از ابو الحويرث از محمد بن جبير بن مطعم ما را خبر داد كه مىگفته است * حفصه از خانهء خود بيرون رفت پيامبر ( ص ) به كنيزك خود - ماريه قبطيه - پيام داد و او به خانهء حفصه آمد ، در اين ميان حفصه باز آمد و ماريه در خانهء او همراه پيامبر ( ص ) بود ، حفصه به صورت اعتراض گفت ، اى رسول خدا در روزى كه نوبت من است و در خانهء من و در بستر من ! پيامبر ( ص ) به حفصه فرمود « خاموش باش و براى تو سوگند مىخورم كه از اين پس هرگز با او هم‌بستر نمىشوم ، و تو اين موضوع را بر زبان مياور » حفصه رفت و عايشه را آگاه ساخت و خداوند اين آيه را نازل كرد « اى پيامبر ! براى چه آنچه را كه خداوند بر تو حلال كرده است حرام مىكنى » و اين تحريم حلال بوده است . سپس خداوند فرموده است « خداى گشودن سوگندهايتان را براى شما فريضه قرار داده است » و چون پيامبر نسبت به كنيزك خود ايلاء كرده بود كفارهء سوگند خويش را پرداخت ، آنگاه خداوند فرموده است « هنگامى كه پيامبر ( ص ) سخنى را پوشيده به يكى از همسرانش گفت » يعنى حفصه « و چون آن را خبر داد » يعنى هنگامى كه حفصه عايشه را آگاه كرد « و
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 194 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد