تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
( 1 ) محمد بن عمر واقدى از شعبه ما را خبر داد كه مىگفته است * از ابن عباس شنيدم مىگفت روزى كه نوبت اقامت پيامبر ( ص ) در خانهء عايشه بود ، حفصه از خانه‌اش بيرون آمد ، آن روز پيامبر ( ص ) پيش كنيز خود رفته بود و با آنكه بر چهره‌اش نقاب بود ، حفصه به پيامبر گفت من متوجه شدم كه چه كار كردى ، رسول خدا به حفصه فرمود اين راز را پوشيده دار و اين كنيزك بر من حرام است . حفصه همان دم پيش عايشه رفت و او را آگاه كرد و به او مژده داد كه پيامبر ( ص ) ماريه قبطيه را بر خود حرام فرموده است ، با اين حال عايشه به پيامبر گفت روزى كه نوبت من است با كنيز قبطى خود هم‌بستر مىشوى ولى در مورد ديگر همسرانت روزى را كه نوبت ايشان است به خودشان اختصاص مىدهى و خداوند اين آيه را نازل فرمود كه مىفرمايد : « هنگامى كه پيامبر حديثى را به صورت راز به يكى از همسران خود گفت » كه منظور آن سخن به حفصه است . « و چون آن را - به عايشه - خبر داد و خداوند آن را بر پيامبر هويدا كرد پيامبر بعضى از آن را به حفصه بازگو كرد و اعراض كرد از بعضى از آن . و چون پيامبر به حفصه خبر داد ، حفصه گفت اين را چه كسى به تو خبر داد ، پيامبر گفت داناى آگاه مرا خبر داد ، اگر شما دو تن توبه كنيد به سوى خدا همانا به تحقيق دلهاى شما دگرگون گشته » يعنى دل حفصه و عايشه « و اگر هم پشت شويد بر ضد او » يعنى حفصه و عايشه « همانا كه خداوند خود و جبريل و مرد نكوكار مؤمنان و پس از آن فرشتگان يارى دهنده و هم پشت پيامبرند » « شايد پروردگار او - پيامبر - اگر طلاقتان دهد » گويد پيامبر ( ص ) بيست و نه شب از همسران خود كناره گرفت و سپس اين آيه نازل شد « اى پيامبر عالى مقدار ! براى چه آنچه را خدا بر تو حلال كرده است حرام مىكنى با اين تحريم خشنودى زنان خود را مىجويى و خداى آمرزندهء مهربان است » « 5 » به رسول خدا فرمان داده شد . ايشان كفارهء سوگند خويش را پرداخت و زنان خود را براى خويش نگهداشت . محمد بن عمر واقدى گويد مالك بن انس از زيد بن اسلم مرا خبر داد كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) كنيز خود يعنى مادر ابراهيم را بر خود حرام كرد و فرمود او بر من حرام است و سپس سوگند خورد و گفت به خدا سوگند با او نزديكى نمىكنم و خداوند اين آيه را
هامش
( 5 ) ترجمهء اين آيات برگرفته از تفسير شريف ابو الفتوح رازى است .