تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
( 1 ) مىماند . عايشه مىگويد من و حفصه - كه هر دو با يك ديگر همدست بوده‌اند - گفتيم گمان مىكنيم كه پيامبر با ام سلمه نزديكى مىكند ، و اين موضوع بر ما دشوار مىآمد و سرانجام كسى را واداشتيم كه از موضوع آگاه شود و براى ما خبر آورد ! ؟ معلوم شد هر گاه پيامبر پيش او مىرود ام سلمه مشك كوچك عسل خود را مىآورد و پيامبر ( ص ) كه عسل را دوست مىداشت دهان خود را باز مىكند و يك دهان از آن مىخورد ، آن دو پس از آگاه شدن گفتند چه چيزى را بايد در نظر پيامبر ناخوشايند جلوه دهيم كه در خانهء ام سلمه توقف نفرمايد و سرانجام گفتند پيامبر را چيزى به اين اندازه ناراحت نمىكند كه بگوييم از شما بوى بد و ناخوش به مشام مىرسد ! يكى به ديگرى گفت هنگامى كه پيامبر نزديك تو رسيد بگو از شما بوى چيزى احساس مىكنم پيامبر خواهد فرمود بوى عسلى است كه در خانهء ام سلمه خورده‌ام ، تو بگو اى رسول خدا ! گمان مىكنم زنبورش شكوفهء خاربن را مكيده است - كه مادهء بدبويى است - گويد رسول خدا ( ص ) به خانهء عايشه رفت و چون به او نزديك شد عايشه گفت از شما بوى ناخوشى احساس مىكنم ، چه چيزى خورده‌ايد ؟ فرمود اندكى عسل از خانه ام سلمه ، عايشه گفت گمان مىكنم زنبورش شكوفهء خاربن مكيده است . پيامبر ( ص ) از خانهء عايشه به خانهء حفصه رفت و چون به او نزديك شد او هم همانگونه گفت ، و چون هر دو اين سخن را گفتند پيامبر را سخت ناخوش آمد . پس از اين به خانهء ام سلمه رفت و چون عسل را پيش ايشان آورد فرمود آن را كنار ببر مرا به آن نيازى نيست . عايشه مىگفته است به خدا سوگند مىديدم كه گناه بزرگى انجام داديم و رسول خدا را از خوردن چيزى كه آن را دوست مىداشت بازداشتيم . « 1 » واقدى از ابراهيم بن محمد بن ابى موسى ، از داود بن حصين از عبد اللّه بن رافع ما را خبر داد كه مىگفته است * از ام سلمه دربارهء آيهء نخست سورهء تحريم كه مىفرمايد « اى پيامبر ! چرا چيزى را كه خداوند برايت روا داشته است حرام مىكنى » پرسيدم ، گفت مشك كوچك عسل سپيدى داشتم كه زنبورش صمغ بلوط مكيده بود و پيامبر آن را دوست
هامش
( 1 ) جاى سپاسگزارى است كه اين بانو اقرار به ارتكاب گناه بزرگ مىكند و خوانندگان گرامى توجه دارند كه چون در سورهء تحريم دو تن از همسران رسول خدا به سختى سرزنش شده‌اند و ظاهرا آن دو حفصه و عايشه بوده‌اند كه راز رسول خدا را آشكار ساخته‌اند موضوع به اين سادگى نبوده است و ظاهرا اين روايات براى جبران آن ساخته و پرداخته شده است .