تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
( 1 ) روزهاى خود را ميان همسرانش تقسيم مىفرمود و عادلانه رفتار مىكرد و با اين حال به پيشگاه خداوند عرضه مىداشت كه « پروردگارا اين تقسيم من در موردى است كه خود توان آن را دارم و در اختيار من است دربارهء چيزى كه در اختيار تو است و مرا در آن توانى نيست نكوهشم مكن ، يعنى دوست داشتن در دل كه اختيارى نيست . محمد بن عمر واقدى از سليمان بن بلال از جعفر بن محمد از پدرش ما را خبر داد كه مىگفته است * رسول خدا را در حالى كه در عبايى مىنهادند - يعنى در سختى بيمارى آن حضرت - به خانهء همسرانش مىبردند . و همو از ابراهيم بن سعد از پدرش ما را خبر داد كه مىگفته است * هنگامى كه پيامبر ( ص ) بيمار شدند يعنى همان بيمارى كه در آن رحلت فرمودند فاطمه ( ع ) پيش همسران آن حضرت رفت و فرمود براى رسول خدا گردش ميان شما - و از اين خانه به آن خانه آمدن - دشوار است ، گفتند ايشان در كمال آزادى باشند و آن حضرت در خانهء عايشه - بسترى - بود . و باز همو ، از حاتم بن اسماعيل ، از جعفر بن محمد ، از پدرش ما را خبر داد كه مىگفته است * چون رسول خدا در بيمارى مرگ خود سنگين شد سؤال فرمود فردا نوبت من كجاست ؟ گفتند پيش فلان بانو ، پرسيد پس‌فردا نوبت كيست ؟ گفتند نوبت فلانى ، همسرانش متوجه شدند كه مقصود آن حضرت اقامت در خانهء عايشه است ، گفتند اى رسول خدا ما همگى نوبت خود را به خواهرمان عايشه بخشيديم . و همو از اسماعيل بن ابراهيم بن عبد الرحمن بن عبد اللّه بن ابى ربيعه از پدرش و او از گفتهء مادرش ما را خبر داد كه مىگفته است * همسران رسول خدا ( ص ) آن حضرت را آزاد گذاشتند كه نوبت هر يك را كه مىخواهد بر نوبت ديگرى ترجيح دهد و پيامبر ( ص ) عايشه و زينب دختر جحش را ترجيح مىنهاد . باز هم واقدى از شيبان بن عبد الرحمن ، و قيس از منصور از ابو رزين ما را خبر دادند كه مىگفته‌اند * پيامبر ( ص ) تصميم گرفت برخى از همسران خود را طلاق دهد و آنان كه متوجه شدند ايشان را آزاد گذاشتند كه نوبت هر يك را كه دوست مىدارد و مىخواهد بر نوبت ديگران ترجيح دهد . واقدى ، از معمر ، از زهرى ، از عروة ، از عايشه ما را خبر داد كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) هر گاه به سفر مىرفت ميان همسران خود قرعه مىكشيد و نام هر يك