( 1 ) مىيابند و بزرگ مىشوند و هر كس به مدينه مىآيد و از كرانهء صحرا مىرسد ببينند كه رسول خدا در زندگى اين جهانى به چه چيز بسنده فرموده است و وسيلهيى باشد كه مردم را از مال اندوزى و فخر فروشى به يك دگر در اين جهان باز دارد .
معاذ بن محمد انصارى مىگويد ، چون سخن عطاء خراسانى تمام شد عمران بن ابى انس گفت چهار خانه از آن نه خانه با خشت خام بود و حجرههايش از شاخه خرما و پنج خانهء ديگر از شاخههاى گلاندوه بود و حجره هم نداشت و بر در خانهها پردهء مويين آويخته بود ، من پرده را اندازه گرفتم بلنداى آن سه ذراع و پهناى آن يك ذراع و يك وجب يا كمتر از آن بود ، و اما آنچه دربارهء فراوانى گريه آن روز گفتى ، من خود در مجلسى بودم كه تنى چند از فرزندان اصحاب رسول خدا از جمله ابو سلمة بن عبد الرحمن و ابو امامه پسر سهل بن حنيف و خارجه پسر زيد آن جا بودند و چندان گريستند كه ريشهاى ايشان از اشك خيس شد ، ابو امامه در آن روز مىگفت اى كاش اين حجرهها را ويران نمىكردند و به حال خود مىگذاشتند تا مردم از ساختن بناهاى بلند كوتاه مىآمدند و مىديدند كه با آن كه كليدهاى گنجهاى اين جهان در دست رسول خدا بود خداوند بر او در اين جهان به چه چيزى خشنود بود .
محمد بن عمر واقدى ، از عبد اللّه بن عامر اسلمى ما را خبر داد كه مىگفته است * ابو بكر بن محمد بن عمرو بن حزم انصارى در حالى كه در محل نمازگزاردن خود در مسجد پيامبر ( ص ) نشسته بود و آن جا در فاصلهء ستونى كه كنار مرقد مطهر است و ستون ديگرى كه كنار درى است كه به باب النبى مشهور است قرار داشت ، براى من نقل كرد كه اين جا كه من نشستهام خانهء زينب دختر جحش است كه پيامبر ( ص ) همين جا نماز مىخوانده است و از همين جا تا در خانهء كنونى اسماء دختر حسن بن عبد اللّه بن عبيد اللّه بن عباس و كنار حياط مسجد خانههاى همسران رسول خدا در يك رديف قرار داشت من خود آنها را ديده بودم كه از شاخههاى گلاندود ساخته شده بود و بر آن پردههاى مويين آويخته بود .
سخن دربارهء چگونگى تقسيم وقت رسول خدا ( ص ) ميان همسرانش
اسماعيل بن ابراهيم ، از ايوب ، از ابو قلابه ما را خبر داد كه مىگفته است * رسول خدا ( ص )