( 1 ) درمىآمد همو را با خود به سفر مىبرد و براى هر يك از همسرانش يك شبانه روز خويش را به نوبت اختصاص داده بود و سوده شبانه روز خويش را براى خشنودى رسول خدا ( ص ) به عايشه بخشيده بود .
واقدى ، از عبد الرحمن بن ابى زناد از هشام بن عروه ، از پدرش عروة ، از عايشه ما را خبر داد كه مىگفته است * سوده سالخورده شده بود و پيامبر هم چندان بهرهيى از او نمىبرد و چون سوده از سويى موقعيت عايشه را مىدانست و از سوى ديگر بيم داشت كه رسول خدا از او جدا شوند و مىخواست كه در محضر پيامبر باقى بماند به آن حضرت پيشنهاد كرد كه شبانه روز نوبت من از عايشه باشد و شما در مورد من آزاديد ، پيامبر اين پيشنهاد را پذيرفت و در همين باره اين آيه نازل شد كه مىفرمايد « و اگر زنى بيم ناسازگارى يا روىگردانى را از سوى شوهر خود داشت باكى بر آن دو نيست كه به هر طريق ميان خويش آشتى كنند . . . » « 1 »
واقدى ، از ابراهيم بن محمد بن ابى موسى ، از داود بن حصين ، از قاسم بن محمد بن ابى بكر ، از عايشه ما را خبر داد كه مىگفته است * رسول خدا ( ص ) هر گاه به سفر مىرفت ميان همسران خويش قرعه مىكشيد كه كدام يك همراه باشند و هر گاه قرعه به نام شخص ديگرى جز من بيرون مىآمد نشان ناخشنودى در ايشان ديده مىشد ، و هيچگاه از سفر برنگشت مگر آن كه نخست از ميان همهء همسرانش پيش من مىآمد و نوبت را از خانهء من شروع مىفرمود . « 2 »
و همو ، از عبد الرحمن بن ابى زناد از هشام از پدرش - يعنى عروة بن زبير - از عايشه ما را خبر داد كه مىگفته است * كمتر روزى بود كه پيامبر ( ص ) پيش همسران خود نرود ، آن حضرت معمولا نزديك همسر خود مىرفت و دست بر شانهاش مىنهاد و او را مىبوسيد و اين كار را نسبت به همه همسران خود انجام مىداد و اگر نوبت يكى از ايشان بود همان جا مىنشست و گر نه برمىخاست ، و هر گاه پيش ام سلمه مىرفت آن جا بيشتر
هامش
( 1 ) بخشى از آيهء 128 سورهء نساء است ، شيخ طوسى هم در تفسير تبيان ذيل اين آيه همين موضوع را از گفتهء ابن عباس هم روايت مىكند .
( 2 ) ابو داود و احمد بن حنبل و حاكم نيشابورى و بيهقى كه همگى از استادان برجستهء حديث اهل سنتاند نوشتهاند كه رسول خدا چون به سفر مىرفت از همه ديرتر با فاطمه ( ع ) بدرود مىكرد و چون باز مىآمد نخست پيش او مىرفت و او را مىبوييد و مىفرمود پدر و مادرم فدايت باد ، به فضائل الخمسة ، ج 3 ، ص 132 مراجعه فرماييد .