( 1 ) ابن ابى سبرة مىگويد يكى از شاميان مرا خبر داد كه معاوية به عايشه پيام داد كه حق شفعه براى تو محفوظ است و خريد حجره او را به پيشنهاد كرد و به يكصد و هشتاد هزار و گفتهاند به دويست هزار درم از او خريد و تعهد كرد كه عايشه خود تا هنگامى كه زنده باشد همان جا بنشيند ، چون آن مال را پيش عايشه آوردند هنوز از مجلس خود برنخاسته بود كه تمام آن را تقسيم كرد ، و نيز گفتهاند كه ابن زبير خانهء خالهء خود عايشه را خريد و براى او شرط اقامت مادام العمر را در آن حجره پذيرفت و گويند بهاى آن را كه پنج شتر تنومند مىكشيدند به حضور عايشه آوردند و هنوز از مجلس برنخاسته بود كه تمام آن را تقسيم كرد ، خدمتكارانش گفتند كاش يك درم - اندازه كمى و اندكى - از آن را براى ما باقى مىگذاشتى ، عايشه گفت اگر به يادم آورده بوديد اين كار را مىكردم .
واقدى ، از ابن ابى سبره از ابو بكر بن عمرو از گفتهء سالم پسر عبد اللّه بن عمر نقل مىكرد كه مىگفته است * خانه حفصه از او باقى ماند و عبد اللّه بن عمر آن را به ارث برد و هنگامى كه آن حجره ويران و ضميمه مسجد نبوى شد ابن عمر از دريافت بهاى آن خوددارى كرد .
و همو از ابن ابى سبرة ، از ثور بن يزيد از عكرمه ما را خبر داد كه مىگفته است * وارثان ام سلمه حجره او را در قبال دريافت مالى - مزرعهيى - فروختند ، واقدى مىافزود كه و گفته شده است آن را نفروختهاند .
واقدى ، از محمد بن عبد اللّه - برادرزادهء زهرى - از زهرى و محمد بن صالح از عاصم بن عمر بن قتاده ما را خبر داد كه هر دو مىگفتهاند هنگامى كه پيامبر ( ص ) به مدينه آمد و در خانهء ابو ايوب ساكن شد ، ابو رافع و زيد بن حارثه را همراه دو شتر و پانصد درم كه از ابو بكر دريافت فرمود كه آن را به مصرف خريد مركب برسانند به مكه فرستاد و دستور فرمود كه اهل و عيال آن حضرت را به مدينه آورند ، ابو بكر هم عبد اللّه بن اريقط دئلى را با دو يا سه شتر همراه آنان فرستاد و براى پسرش عبد اللّه بن ابى بكر نوشت كه همسر و عيال ابو بكر را روانه كند ، گويد زيد بن حارثه همسران رسول خدا و فاطمه و ام كلثوم دختران آن حضرت و سوده دختر زمعه را كه همسر رسول خدا بود به راه انداخت . « 1 » زيد بن حارثه
هامش
( 1 ) در اين باره در منابع كهن و ارزندهء شيعى آمده است كه على عليه السلام عهدهدار بردن و كوچ دادن دختران و همسر حضرت ختمى مرتبت به مدينه بوده است . به عنوان مثال به شيخ مفيد ، ارشاد ، ص 23 درگذشته به سال 413 هجرى چاپ سيد كاظم موسوى مياموى ، تهران 1377 ق مراجعه فرماييد .