تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
( 1 ) فرستاد و موضوع را يادآور شد ، ميمونه اختيار كار خود را به عباس واگذاشت ، پيامبر ( ص ) به خانهء عباس رفت و ميمونه را از او خواستگارى فرمود و عباس او را به همسرى ايشان درآورد . همو ، از ابراهيم بن اسماعيل بن ابى حبيبة از داود بن حصين از عكرمه از ابن عباس ما را خبر داد كه مىگفته است * هنگامى كه رسول خدا از ميمونه خواستگارى فرمود او اختيار كار را به عباس واگذاشت و عباس بن عبد المطلب ميمونه را به همسرى آن حضرت درآورد . واقدى و معن بن عيسى هر دو از مالك بن انس ، از ربيعة بن ابى عبد الرحمان ، از سليمان بن يسار ما را خبر دادند كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) پيش از بيرون آمدن از مدينه ابو رافع و مردى از انصار را به مكه گسيل فرمود تا ميمونه را به عقد ايشان درآورند . همو ، از موسى بن محمد بن ابراهيم از پدرش ما را خبر داد كه مىگفته است * رسول خدا ( ص ) ميمونه را در ماه شوال سال عمره قضاء پيش از آنكه براى عمره احرام ببندد براى خود عقد كرد و در منطقه سرف با او عروسى كرد و چنان اتفاق افتاد كه ميمونه - به سال شصت و يك هجرت - در سرف درگذشت . عبد اللّه بن جعفر رقى از عبيد اللّه بن عمرو از عبد الكريم از ميمون بن مهران ما را خبر داد كه مىگفته است * پيش صفيه دختر شيبه كه پيرزنى سالخورده بود رفتم و پرسيدم آيا رسول خدا ( ص ) در حالى كه براى عمره احرام بسته و محرم بودند ميمونه را عقد فرموده‌اند ؟ گفت نه به خدا سوگند رسول خدا او را در حالى عقد فرمود كه هيچ كدام محرم نبودند . « 1 » يزيد بن هارون ، از عمرو بن ميمون بن مهران ما را خبر داد كه مىگفته است * عمر بن عبد العزيز براى پدرم نامه نوشت كه از يزيد اصمّ بپرس آيا پيامبر ( ص ) هنگامى كه ميمونه را عقد فرموده است در حال احرام بوده است يا احرام نداشته است ، گويد پدرم يزيد اصم را فرا خواند و نامه عمر بن عبد العزيز را براى او خواند ، يزيد گفت پيامبر ( ص ) در حالى كه محرم نبود از او خواستگارى فرمود و در حالى كه محرم نبود با او زفاف كرد . و من هم مىشنيدم كه يزيد اين چنين مىگفت . يزيد بن هارون ، از جرير بن حازم ، از ابو فزارة ، از يزيد بن اصم ، از ابو رافع ما را خبر
هامش
( 1 ) خوانندگان گرامى توجه دارند كه به عقيدهء بسيارى از مسلمانان عقد ازدواج در حال احرام نه تنها جايز نيست كه اگر انجام هم شود باطل است . براى اطلاع بيشتر بايد به كتابهاى فقهى در مبحث حج و عمره مراجعه كرد .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 136 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد