تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
( 1 ) و همو ، از بكر بن عبد اللّه نصرى ، از حسين بن عبد الرحمان ، از ابو سعيد بن وهب از پدرش ما را خبر داد كه مىگفته است * ريحانه از بنى نضير بوده و شوهرش از بنى قريظه و مردى به نام حكيم بوده است . رسول خدا ( ص ) او را آزاد كرد و به همسرى گرفت و براى او حجاب را مقرر داشت . ريحانه از همسران آن حضرت بود و براى او هم نوبت تعيين فرمود همان‌گونه كه براى زنان ديگر خود تعيين مىفرمود . واقدى ، از ابن ابى ذئب از زهرى ما را خبر داد كه مىگفته است * ريحانه دختر زيد بن عمرو بن خنافه از بنى قريظه بوده است و از كنيزكان پيامبر ( ص ) بوده كه او را آزاد فرموده و سپس با او ازدواج كرد و او را طلاق داد . ريحانه ميان خانوادهء خود زندگى مىكرد و مىگفت پس از رسول خدا هيچ كس نبايد مرا ببيند . واقدى دربارهء اين حديث مىگويد به دو جهت حديث سستى است ، نخست اينكه ريحانه از بنى نضير بوده است نه از بنى قريظه دوم اينكه او تا هنگام مرگ در خانه و همسر پيامبر ( ص ) بوده است و همان روايت كه براى ما دربارهء آزاد ساختن و به همسرى گرفتن او روايت شده است در نظر ما و نزد اهل علم استوارترين روايات است ، من هم گاهى از برخى شنيده‌ام كه نقل مىكردند او را رسول خدا ( ص ) آزاد نفرموده‌اند و تا هنگامى كه درگذشته است با او به صورت كنيز رفتار مىكرده و هم بستر مىشده‌اند . عبد الملك بن سليمان از ايوب بن عبد الرحمان بن ابى صعصعة از ايوب بن بشير معاوى ما را خبر داد كه مىگفته است * هنگامى كه زنان بنى قريظه به اسيرى درآمدند رسول خدا ( ص ) ريحانه را به خانهء ام منذر سلمى دختر قيس فرستادند او همان جا بود تا يك بار عادت ماهيانه ديد و چون پاك شد ام منذر به حضور پيامبر آمد و خبر داد ، رسول خدا به خانهء ام منذر رفت و به ريحانه فرمود اگر دوست داشته باشى كه آزادت كنم و به همسرى بگيرمت چنان خواهم كرد و اگر دوست داشته باشى كه بردهء من باشى چنان باش . ريحانه گفت اى رسول خدا اگر برده‌ات باشم بر من و بر تو آسان‌تر خواهد بود . ريحانه همچنان تا مرگ خود كنيز رسول خدا بود و آن حضرت با او هم‌بستر مىشد . واقدى ، از عمر بن سلمه از ابو بكر بن عبد اللّه بن ابى جهم ما را خبر داد كه مىگفته است * چون ريحانه اسير شد پيامبر ( ص ) اسلام آوردن را بر او پيشنهاد كرد كه نپذيرفت و گفت من بر آيين قوم خود خواهم بود ، پيامبر ( ص ) فرمود اگر مسلمان شوى تو را براى خود برمىگزينم ، او همچنان نپذيرفت و اين كار بر رسول خدا دشوار آمد ، گويد روزى كه