( 1 ) پيامبر ( ص ) ميان ياران خود نشسته بود صداى كفشى شنيد و فرمود اين پسر سعيد است كه مىآيد تا مژدهء مسلمان شدن ريحانه را به من بدهد ، او آمد و خبر آورد كه ريحانه مسلمان شده است ، و پيامبر ( ص ) با او به رسم و قاعده معمول دربارهء كنيزان همبستر مىشد تا رحلت فرمود .
ميمونة دختر حارث
بن حزن بن بجير بن هزم بن رؤيبة بن عبد اللّه بن هلال بن عامر بن صعصعه است و مادرش هند دختر عوف بن زهير بن حارث بن حماطة بن جرش است ، جرش را ابن جريش هم گفتهاند . به روزگار جاهلى مسعود بن عمرو بن عمير ثقفى ميمونه را به همسرى گرفت و از او جدا شد ، سپس ابو رهم پسر عبد العزّى بن ابى قيس كه از خاندان مالك بن حسل بن عامر بن لوى بود او را به همسرى گرفت و پس از مدتى درگذشت ، سپس رسول خدا ( ص ) او را به همسرى گرفت ، عباس بن عبد المطلب ميمونه را كه خواهر تنى همسرش ام الفضل دختر حارث هلالى بود به عقد پيامبر درآورد ، او آخرين بانويى است كه پيامبر به همسرى گرفتهاند و او را به سال هفتم هجرت در عمرة القضاء « 1 » كه به جا آورد در منطقهء سرف كه در ده ميلى مكه است تزويج فرمود .
محمد بن عمر واقدى ، از موسى بن محمد بن ابراهيم از پدرش ما را خبر داد كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) ميمونه را در ماه شوال سال هفتم هجرت به همسرى گرفت .
محمد بن عمر واقدى ، از ابراهيم بن محمد بن موسى ، از فضيل بن عبد اللّه ، از على بن عبد اللّه بن عباس ما را خبر داد كه مىگفته است * هنگامى كه پيامبر ( ص ) براى قضاى عمره خود مىخواست به مكه برود اوس بن خولى و ابو رافع را پيش عباس بن عبد المطلب فرستاد تا ميمونه را براى ايشان عقد كند ، آن دو ميان راه شتران خود را گم كردند و چند روز در محل بطن رابغ ماندند و شتران خود را پيدا كردند و رسول خدا هم در منطقهء قديد به آن دو پيوست ، آن دو هم همراه آن حضرت شدند و چون به مكه رسيدند رسول خدا به عباس پيام
هامش
( 1 ) يعنى عمرهيى كه رسول خدا به جاى عمرهيى كه در صلح حديبيه از آن حضرت و يارانش قضا شده بود همراه همهء شركت كنندگان در حديبيه در ماه ذى قعدهء سال هفتم به جا آوردند ، به ترجمهء مغازى ، صص 557 و 563 مراجعه فرماييد .