تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
( 1 ) بره دختر سموئل و خواهر رفاعة بن سموئل و از شاخهء يهود بنى قريظه است كه در رديف يهود بنى نضير بوده‌اند ، صفيه را نخست سلام بن مشكم قرظى به همسرى گرفته است ولى از او جدا شده است و كنانة بن ربيع بن ابى الحقيق كه از شاخهء يهود بنى نضير بوده او را به همسرى گرفته است و كنانه در جنگ خيبر كشته شده است . محمد بن عمر واقدى ما را گفت : اسامة بن زيد بن اسلم ، از هلال بن اسامه از عطاء بن يسار از ابو هريره ، و عمر بن عثمان بن سليمان بن ابى حثمه عدوى از ابو غطفان بن طريف مرّى ، و محمد بن موسى از اسحاق بن عبد اللّه بن ابى طلحه از انس بن مالك ، و عبد اللّه بن ابى يحيى از ثبيته دختر حنظله از مادرش ام سنان اسلميه براى ما با اسنادى مشترك كه حديث برخى از ايشان در برخى ديگر وارد و ضميمه شده بود چنين گفتند : پس از اينكه رسول خدا ( ص ) با يهود خيبر جنگ كرد و خداوند اموال آنان را به رسول خدا غنيمت داد ، صفيه دختر حيىّ و يكى از دختر عموهاى او را از حصار قموص « 1 » به اسيرى گرفت و به بلال فرمان داد آن دو را كنار بارها و جايگاه خود ببرد ، براى رسول خدا از هر غنيمتى برگزيده‌يى مقرر بود و ايشان در جنگ خيبر صفيه را برگزيد ، پيامبر به او پيشنهاد كرد كه اگر مسلمان شود و خدا و رسولش را انتخاب كند او را آزاد فرمايد ، صفيه گفت من مسلمان شدم و خدا و رسولش را انتخاب مىكنم . پيامبر او را آزاد كرد و به همسرى برگزيد و آزادى او را مهريه‌اش قرار داد . پيامبر در چهرهء صفيه و نزديك چشم او نشانهء كبود شده‌يى كه به سبزى مىزد ديد و از او پرسيد كه اين چيست ؟ صفيه گفت اى رسول خدا در خواب چنان ديدم كه ماهى از سوى آسمان يثرب آمد و در دامن من قرار گرفت ، اين موضوع را به شوهر خويش گفتم ، كنانه گفت گويا دوست دارى كه همسر اين پادشاهى شوى كه از مدينه مىآيد ؟ و چنان بر چهره‌ام زد كه از اثر آن گرفتار عادت ماهيانه شدم . پيامبر ( ص ) تا صفيه پاك شد همچنان در خيبر ماند و بدون اينكه با او زفاف كند از خيبر بيرون آمد . هنگامى كه شتر پيامبر ( ص ) را جلو آوردند تا از خيبر بيرون آيد پيامبر ران خود را افقى قرار داد كه صفيه پاى بر آن نهد و سوار شود ، صفيه از اين كار خوددارى كرد و زانوى خود را بر ران پيامبر نهاد و سوار شد ، رسول خدا ( ص ) صفيه را پوشاند - چادر و جامه سراسرى - بر او افكند و صفيه را پشت سر خود سوار كرد و رداى خود را بر چهره و پشت صفيه انداخت و تا پايين
هامش
( 1 ) قموص : نام كوهى در منطقهء خيبر كه حصار ابو حقيق يهودى هم همان جاست . به ياقوت حموى ، معجم البلدان ، ج 7 ، ص 161 مراجعه فرماييد .