( 1 ) و همو ، از ابو حاتم عدى بن فضل از اسماعيل بن مسلم از حسن بصرى ما را خبر داد كه مىگفته است * رسول خدا بر جويريه منت نهاد - آزادش كرد - و او را به همسرى گرفت .
و همو ، از سفيان بن عيينه ، از ابن ابى نجيح ، از مجاهد ما را خبر داد كه مىگفته است * جويريه به رسول خدا گفت همسران تو به من فخر مىفروشند و مىگويند رسول خدا تو را به همسرى - به صورت عقد دائم - نگرفته است - يعنى با تو معامله كنيز مىفرمايد - پيامبر فرمودند مگر من مهريه تو را سنگين قرار ندادم ، مگر من چهل تن از قوم تو را از بردگى آزاد نساختم ؟
و باز همو از عبد اللّه بن ابى ابيض كه برده آزاد كرده و وابسته جويريه بوده است از گفتهء پدرش ما را خبر داد كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) زنان بنى مصطلق را به اسيرى گرفت جويريه هم از اسيران بود پدرش آمد و فديهاش را پرداخت و پس از آن رسول خدا او را به همسرى گرفت .
واقدى ما را خبر داد كه محمد بن زيد بردهء آزاد كرده و وابستهء خاندان ارقم از گفتهء مادربزرگ خود كه از آزادكردگان و وابستگان بنى مصطلق بود از خود جويريه هم همينگونه نقل مىكرد .
محمد بن عمر واقدى ، از عمر بن عثمان ، از عبد الملك بن عمير از خرنيق دختر حصين از عمران بن حصين ما را خبر داد كه مىگفته است * در جنگ مريسيع فديه زنان بنى مصطلق را پرداخته و مىگفته است كه آنان به روزگار جاهلى در پرداخت فديه ما را يارى مىدادند .
عبد اللّه بن جعفر رقعى از عبيد اللّه بن عمرو ، از ايوب ، از ابو قلابة ما را خبر داد كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) جويرية دختر حارث را به اسيرى گرفت ، پدرش به حضور پيامبر آمد و گفت من محترمتر و گرامىتر از آنم كه كسى چون دخترم را به اسيرى بگيرند ، پيامبر فرمودند اگر ما او را آزاد بگذاريم كه خود انتخاب كند آيا پسنديده عمل نكردهايم ، پدر گفت آرى و در آن صورت آنچه را بر عهده داشتهاى انجام دادهاى . گويد جويريه پيش پدرش آمد ، پدر به او گفت اين مرد اختيار را با خودت نهاده است ما را رسوا مساز ، جويريه گفت من رسول خدا را برگزيدم . پدر گفت به خدا سوگند كه ما را رسوا ساختى .
وكيع بن جراح و عبد اللّه بن نمير و فضل بن دكين همگى از زكرياء از عامر شعبى ما را
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 121
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص١٢١