تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
( 1 ) مرا فراخوانى و به اسلام دعوت فرمايى اسلام را با عشق برگزيده‌ام ، و مرا به آيين يهود نيازى نيست و در آن پدر و برادرى ندارم ، اينك كه مرا ميان كفر و اسلام مخير فرمودى ، خدا و رسول خدا براى من محبوبتر از آزادى و بازگشت پيش قوم خودم هستند ، گويد پيامبر ( ص ) او را براى خود نگهداشت . مادر صفيه زنى از خاندان عمرو يهوديان بنى قينقاع بود و ديگر شنيده نشد كه رسول خدا دربارهء پدر صفيه سخنى بگويد كه او را ناخوش آيد . صفيه نخست همسر سلّام بن مشكم بود كه از او جدا شد و سپس كنانة بن ابى الحقيق او را به همسرى گرفت . عمرو بن عاصم كلابى ، از سليمان بن مغيرة ، از ثابت ، از انس بن مالك ما را خبر داد كه مىگفته است * صفيه به هنگام تقسيم اسيران نصيب دحيه كلبى شد ، انس گويد در محضر رسول خدا به ستايش صفيه پرداختند و گفتند ميان اسيران بانويى ديديم كه مانندش را نديده‌ايم ، رسول خدا نخست به صفيه پيام داد و سپس در قبال او به دحيه چيزهاى ديگرى عطا كرد كه راضى شد ، آنگاه صفيه را به مادرم سپرد و گفت او را اصلاح كن ، رسول خدا هنگامى كه از خيبر بيرون آمد و آن را پشت سر قرار داد ، فرود آمد و براى صفيه خيمه‌يى برپا شد ، و چون پيامبر شب را به صبح آورد فرمود هر كس خوراكى افزون از نياز خود دارد آن را براى ما بياورد ، مردم فزونى خرما و روغن و كشك خود را آوردند و انبوهى فراهم آمد و آميزه خرما و كشك و روغن تهيه شد و همگان همراه پيامبر از آن خوردند و از آب باران پاكيزه‌يى كه بر كرانهء لشكرگاه جمع شده بود آشاميدند و همين وليمه‌يى بود كه رسول خدا براى عروسى با صفيه داد ، گويد هر گاه از دور سياهى ديوارها - نخلستانهاى - مدينه نمايان مىشد ما براى بهتر ديدن آن مركبهاى خود را وادار مىكرديم كه اندكى بر پاهاى خود بايستند و رسول خدا هم اين كار را كرد صفيه هم پشت سر آن حضرت بر ناقه سوار بود ناقه لغزيد و پيامبر و صفيه بر زمين افتادند و هيچ كس به رسول خدا و صفيه نظر ندوخت . پيامبر صفيه را پوشاند آنگاه مردم به حضورش رسيدند فرمود چيزى نيست صدمه‌يى نديده‌ام ، گويد چون وارد مدينه شديم كنيزكان همسران پيامبر براى ديدن صفيه بيرون آمدند و به زمين افتادن صفيه را نكوهش مىكردند . معلى بن اسد ، از عبد العزيز بن مختار از يحيى بن ابى اسحاق ما را خبر داد كه مىگفته است * انس بن مالك به من گفت من و ابو طلحه در كنار رسول خدا ( ص ) كه صفيه را پشت سر خود سوار كرده بود به سوى مدينه مىآمديم ، در حال حركت بوديم ناقه رسول خدا
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 127 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد