تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
( 1 ) همو ، از عبد اللّه بن عمرو بن زهير ما را خبر داد كه مىگفته است * از ابراهيم بن محمد بن عبد اللّه بن جحش شنيدم مىگفت زينب دختر جحش مىگفت چون مژده‌رسان خبر ازدواج مرا به رسول خدا براى من آورد در پيشگاه خدا نذر كردم كه دو ماه روزه بگيرم و چون رسول خدا پيش من آمدند نه در مدينه و نه در سفرهايى كه قرعه همراهى با آن حضرت به من مىافتاد نمىتوانستم روزه بگيرم و چون قرعه اقامت در مدينه به نام من زده شد آن دو ماه را روزه گرفتم . و همو از عبد اللّه بن جعفر از ابن ابى عون ما را خبر داد كه مىگفته است * روزى زينب دختر جحش به پيامبر گفت به خدا سوگند كه من همچون هيچ يك از همسران شما نيستم ، كه ميان ايشان كسى نيست مگر اينكه پدرش يا برادرش يا كسى از خويشاوندانش او را به همسرى شما درآورده است ، جز من كه خدايم از فراز آسمان به همسرى شما درآورده است . واقدى از گفتهء عمر بن عثمان بن عبد اللّه بن جحش از پدرش از گفتهء زينب دختر ام سلمه ما را خبر داد كه مىگفته است * مادرم ام سلمه سخن از زينب دختر جحش به ميان آورد و بر او رحمت فرستاد و پاره‌يى از بگو مگوهايى را كه ميان عايشه و زينب اتفاق افتاده بود نقل كرد و گفت زينب در پاسخ عايشه گفته است ، به خدا سوگند من مانند ديگر همسران پيامبر نيستم كه پيامبر ( ص ) با پرداخت مهريه و با اجازه اولياى ايشان آنان را به همسرى گرفته است و حال آن كه مرا خداوند به همسرى پيامبر خود درآورده است و دربارهء من قرآن نازل فرموده است كه بدون هيچ تغيير و تبديل مسلمانان آن را مىخوانند و سپس همان آيه سى و هفتم سورهء احزاب را تلاوت كرد ، ام سلمه مىگفته است رسول خدا را حالات و اخلاق زينب خوش مىآمد و فراوان پيش او مىرفت ، گويد زينب دختر جحش بانويى پارسا بود و بسيار روزهء مستحبى مىگرفت و نماز مستحبى مىگزارد و خياطى ورزيده و كارآمد بود و - يا بسيار بخشنده بود - و همهء اموال خود را بر بىنوايان صدقه مىداد . « 1 » عفان بن مسلم و عارم بن فضل هر دو از حماد بن زيد از ثابت از انس ما را خبر دادند كه مىگفته است * زيد بن حارثه به حضور پيامبر ( ص ) آمد و از زينب شكايت كرد و پيامبر
هامش
( 1 ) در چند صفحه بعد ملاحظه خواهيد كرد كه تمام مقررى دوازده هزار درمى ساليانه خود را كه عمر بن خطاب براى او فرستاده بود در چند ساعت ميان بىنوايان مدينه تقسيم كرد .