تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
( 1 ) * هنگامى كه رسول خدا ( ص ) با زينب دختر جحش ازدواج فرمود از بامداد تا هنگامى كه روز برآمد با نان و گوشت از ما پذيرايى فرمود ، مردم رفتند گروهى هم در صحن خانه گفتگو مىكردند ، پيامبر ( ص ) از خانه بيرون آمدند من هم از پى ايشان بودم آن حضرت به حجره‌هاى همسران خويش سر مىزد كه بر آنان سلام دهد آنان مىپرسيدند اى رسول خدا همسر خود را چگونه ديدى ؟ انس مىگويد نفهميدم من به پيامبر عرض كردم يا شخص ديگرى گفت كه مردم رفته‌اند . پيامبر ( ص ) برگشت و به خانهء زينب رفت ، من خواستم وارد خانه شوم فرمود همين جا بر در خانه باش ، و آيهء حجاب نازل شد و مردم را به آنچه كه بايد پند داد . سليمان بن حرب از حماد بن زيد از ايوب از ابو قلابه از انس بن مالك ما را خبر داد كه مىگفته است * من داناترين مردم به شأن نزول آيهء حجابم ، و اين به هنگامى بود كه زينب دختر جحش به خانهء رسول خدا آمده بود و آن حضرت خوراكى ساخته و مردم را فرا خوانده بود كه آمدند ، زينب هم همراه رسول خدا در آن خانه بود ، مردم پس از خوردن خوراك نشستند و شروع به گفتگو كردند ، پيامبر خود از خانه بيرون رفتند و برگشتند و آنان همچنان نشسته بودند ، در اين هنگام اين آيه نازل شد . « اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد بدون اينكه براى شما اجازه داده شود به خانه‌هاى پيامبر وارد مشويد و به سوى خوراكى بدون دعوت مرويد و بر جايگاه آن نظر كنندگان مباشيد ، آرى هر گاه دعوت شديد وارد شويد و چون خورديد پراكنده شويد و انس گيرندگان به سخن گفتن مشويد ، همانا اين كار شما پيامبر را آزار مىدهد و او از شما آزرم مىدارد و خداوند از بيان حق آزرم نمىفرمايد ، و هر گاه كالايى يا چيزى از همسران رسول خدا مىخواهيد از پس پرده و پوشش بخواهيد كه اين براى دلهاى شما و دلهاى ايشان پاكتر است » « 1 » گويد مردم برخاستند و حجاب مقرر شد . فضل بن دكين از عيسى بن طهمان ما را خبر داد كه مىگفته است * از انس بن مالك شنيدم كه مىگفت زينب دختر جحش بر زنان پيامبر ( ص ) افتخار مىورزيد و مىگفت خداى از فراز آسمان مرا به همسرى رسول خدا درآورده است . انس بن مالك مىگويد آيهء حجاب هم دربارهء زينب دختر جحش نازل شد و چنين
هامش
( 1 ) در تفاسير شيعه هم ذيل اين آيه پاره‌يى از اين روايات آمده است . به تفسير برهان ، ج 3 ، ص 330 و مجمع البيان ، ج 7 و 8 ، ص 366 مراجعه فرماييد .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 108 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد