( 1 ) خوش آمده و او تو را شگفت زده كرده است « 1 » من از او جدا مىشوم رسول خدا فرمود همسرت را پسنديده نگهدار ، زيد از آن روز به بعد نتوانست با زينب درآميزد و به حضور پيامبر مىآمد و وضع خود را به آن حضرت خبر مىداد و ايشان به او مىفرمود « همسرت را به صورت پسنديده براى خود نگهدار » « 2 » و زيد مىگفت اى رسول خدا ! از او جدا خواهم شد و رسول خدا همان سخن خود را تكرار مىفرمود ، سرانجام زيد از زينب جدا شد و از او كناره گرفت ، گويد چون مدت عده او سپرى شد ، روزى كه رسول خدا ( ص ) با عايشه نشسته بود بر آن حضرت حالت وحى عارض شد و چون آن حال سپرى شد پيامبر تبسم كرد و فرمود چه كسى پيش زينب مىرود و به او مژده مىدهد كه خداوند از فراز آسمان او را به همسرى من درآورد ، و سپس اين آيه را تلاوت فرمود « و هنگامى كه به آن كس كه خداى بر او نعمت ارزانى داشت و تو نيز بر او نعمت ارزانى داشتى مىگفتى همسرت را به صورت پسنديده نگهدار و از خدا بترس » تا پايان داستان « 3 » .
عايشه مىگويد به سبب زيبايى خيرهكننده او كه براى ما نقل شده بود همه اندوه و رشگ دور و نزديك مرا فرو گرفت وانگهى كار بسيار بزرگ و ارزندهتر لطفى بود كه خداوند به زينب ارزانى داشته بود و او را از فراز آسمان و خود به همسرى رسول خدا برگزيده بود و با خود گفتم چه فخرى كه بر ما خواهد فروخت .
عايشه مىگفته است سلمى كنيزك خدمتكار رسول خدا شتابان و دوان دوان پيش زينب رفت و اين خبر را به دو داد و زينب پيرايههاى سيمين خود را به او مژدگانى داد . « 4 »
محمد بن عمر واقدى ، از ابو معاويه ، از محمد بن سائب ، از ابو صالح از ابن عباس ما را خبر داد كه مىگفته است * چون به زينب خبر ازدواج او را با رسول خدا دادند سجدهء شكر انجام داد .
هامش
( 1 ) آيا پيامبر ( ص ) پيش از اين دختر عمه خود را نديده بودند و خود از او با اصرار براى زيد خواستگارى نفرموده بودند و از زيبايى او آگاه نبودند ؟ ! آن هم با توجه به اين مسئله كه احكام حجاب هم هنوز نازل نشده بوده است .
( 2 ) در پى اين عبارت جمله از خدا بترس كه قرينهيى از بد رفتارى شوهر نسبت به همسر است در قرآن آمده است نمىدانم چرا به اين موضوع توجه نكردهاند .
( 3 ) به آيات 36 و 37 ، سورهء سى و سوم - احزاب مراجعه فرماييد .
( 4 ) دربارهء اين مسئله يعنى ازدواج رسول خدا و زينب از دير باز اعتراضهايى بوده است و براى نمونه مىتوانيد به پاسخ سيد مرتضى در گذشته 436 در تنزيه الانبياء ، ص 116 و مبحث مستوفاى مرحوم مجلسى در ج 22 ، صص 170 و 220 ، چاپ جديد مراجعه فرماييد .