تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
( 1 ) خواستگارى و رفتار ابرهه با خودم آگاه ساختم ، رسول خدا لبخند زدند و چون سلام ابرهه را به ايشان ابلاغ كردم فرمودند « سلام و رحمت و بركتهاى خدا بر آن بانو باد » . ابو جعفر مىگويد ، نظر ما اين است كه عبد الملك بن مروان به همين سبب كابين زنان را بر چهارصد دينار مقرر داشته است . واقدى ما را خبر داد و گفت محمد بن صالح از عاصم بن عمر بن قتاده و عبد الرحمان بن عبد العزيز از عبد اللّه بن ابى بكر بن حزم برايم نقل كردند كه هر دو مىگفته‌اند كسى كه ام حبيبه را به وكالت از او به عقد رسول خدا درآورده است و نجاشى هم به وسيلهء او خواستگارى كرده خالد بن سعيد بن عاص بن امية بن عبد شمس بوده است و اين به سال هفتم هجرت بوده است و ام حبيبه روزى كه به مدينه آمده است سى و چند ساله بوده است . واقدى ، از عبد الرحمان بن عبد العزيز از زهرى ما را خبر داد كه مىگفته است * نجاشى ام حبيبه را به حضور پيامبر روانه كرد و شرحبيل پسر حسنه را با او همراه ساخت . محمد بن عمر واقدى ، از عبد اللّه بن جعفر ، از عبد الواحد بن ابى عون ما را خبر داد كه مىگفته است * چون خبر ازدواج پيامبر ( ص ) با ام حبيبه به اطلاع ابو سفيان رسيد گفت اين شوهرى است كه بينى او كوبيده نمىشود - كنايه از آن كه شوهرى شايسته و گرانمايه است و نمىتوان تقاضاى او را نپذيرفت . « 1 » محمد بن عمر واقدى از ابو سهيل از محمد بن سائب ، از ابو صالح ، از ابن عباس در تفسير آيهء هفتم سورهء ممتحنه كه مىفرمايد « شايد كه خداوند ميان شما و كسانى كه نسبت به يك ديگر دشمنى و ستيز مىورزيديد به زودى دوستى قرار دهد » ما را خبر داد كه مىگفته است * اين مودت و دوستى به هنگامى كه پيامبر ( ص ) ام حبيبه را به همسرى برگرفت صورت پذيرفت . « 2 » محمد بن عمر واقدى ، از محمد بن عبد اللّه از زهرى ما را خبر داد كه مىگفته است * هنگامى كه پيامبر ( ص ) آهنگ گشودن مكه را داشت ابو سفيان به مدينه آمد تا با ايشان دربارهء افزودن به مدت صلح حديبيه گفتگو كند و آن حضرت او را نپذيرفتند برخاست و به خانهء دختر خود ام حبيبه رفت ، همين كه ابو سفيان خواست روى تشكچه‌يى كه ويژهء پيامبر
هامش
( 1 ) با استفاده از توضيحى كه ابن اثير ذيل لغت قرع در كتاب النهايه آورده است اين توضيح داده شد . ( 2 ) با آنكه ابو الفتوح رازى هم به اين موضوع پرداخته است ولى عقد ام حبيبه پيشتر از فتح مكه بوده است و دور به نظر مىرسد كه اين ازدواج از موارد اين آيه باشد .