( 1 ) خود را در آنچه كوتاهى كردهام مقصر بدانم . هر كار خيرى كه انجام دادهام به يارى و رهنمود خداوند بوده است و از او در آن بركت مىخواهم و هر چه جز آن بوده است از گناه بزرگ خود از پروردگار بزرگ آمرزش مىخواهم .
حسن بن موسى ما را خبر داد و گفت حماد بن سلمه ، از گفتهء ابى سنان براى ما نقل كرد كه مىگفته است * عمر بن عبد العزيز هر گاه به بيت المقدس مىآمد در همان خانه كه من ساكن بودم منزل مىكرد و به من مىگفت : اى ابا سنان تا هنگامى كه من از اين خانه نرفتهام هيچ كس از ساكنان اين خانه نيايد غذايى بپزد و ديگى بر آتش نهد و هر گاه به بستر خود مىرفت با صداى زيبا و اندوهگين نخست اين آيه را مىخواند
« إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثاً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومَ مُسَخَّراتٍ بِأَمْرِهِ أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ تَبارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ »
« پروردگار شما خداوندى است كه آسمانها و زمين را در شش روز بيافريد آن گاه بر عرش مستوى شد شب را بر سر روز در مىكشد كه آن را با شتاب مىجويد ، خور و ماه و ستارگان مسخر فرمان اويند ، آگاه باشيد كه آفريدن و فرمان دادن - به آفريده - از آن اوست ، برتر و فرخنده است خداوند پروردگار جهانيان » ، آيه 54 ، سورهء اعراف .
عمر بن عبد العزيز سپس اين آيات را مىخواند :
« أَ فَأَمِنَ أَهْلُ الْقُرى أَنْ يَأْتِيَهُمْ بَأْسُنا بَياتاً وَ هُمْ نائِمُونَ ، أَ وَ أَمِنَ أَهْلُ الْقُرى أَنْ يَأْتِيَهُمْ بَأْسُنا ضُحًى وَ هُمْ يَلْعَبُونَ »
« آيا اهل شهرها در زينهارىاند از اينكه عذاب ما آنان را در حالى كه خفتگاناند فرا رسد ؟ آيا اهل شهرها در زينهارىاند از اينكه عذاب ما چاشتگاه و در حالى كه سرگرم بازىاند آنان را فرا رسد ؟ » ، آيه 97 و 98 ، سوره اعراف . و سپس آيات ديگرى كه مانند اين آيات بود مىخواند .
موسى بن اسماعيل از گفته محمد بن ابى عيينه مهلبى ما را خبر داد كه مىگفته است * نامهء عمر بن عبد العزيز را كه براى يزيد بن مهلب نوشته بود خواندم كه چنين بود : سلام بر تو ، همراه تو خدايى را كه پروردگارى جز او نيست مىستايم و اما بعد ، سليمان بن عبد العزيز بندهاى از بندگان خدا بود كه خداوند او را بهترين حال و زمان باز گرفت ، خدايش رحمت كناد . اينك مرا به خلافت رسانده است ، از كسانى كه در سرزمين تو هستند براى من و پس از من براى يزيد بن عبد الملك اگر زنده باشد بيعت بگير . كارى كه اينك در آن قرار دارم اگر براى همسر گرفتن و مال اندوزى باشد خداوند مرا به بهترين چيزى كه به يكى از بندگان خود ارزانى مىدارد رسانده است ولى چه كنم كه از حساب سخت و سؤالهاى پيچيده و باريك