تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
( 1 ) داد اين موضوع چيزى است كه صورت‌پذير نيست . براى صلاح [ عاقبت به خيرى ] دعا كن . قبيصة بن عقبه از سفيان ، از اسماعيل بن عبد الملك ، از عون ، از عمر بن عبد العزيز براى ما نقل كرد كه مىگفته است * داشتن شترهاى ارزنده سرخ رنگ مرا به اندازه آمد و شد با ياران پيامبر ( ص ) شاد و خشنود نمىسازد . قبيصة بن عقبه از سفيان ، از جعفر بن برقان ما را خبر داد كه * عمر بن عبد العزيز در نامه‌هاى خود اما بعد مىنوشت و معتقد بود كه رسول ( ص ) آن را مىنوشته‌اند . قبيصة بن عقبه از سفيان براى ما نقل كرد كه مىگفته است به من خبر رسيده است كه * عمر بن عبد العزيز يكى از همسران يا دختران خويش را ديده كه بر پشت خوابيده بوده است . او را از آن كار نهى كرده است . قبيصة بن عقبه ما را خبر داد و گفت سفيان ، از عمر بن سعيد بن ابى حسين براى ما نقل كرد كه * عمر بن عبد العزيز مؤذنى داشته كه چون اذان مىگفته است از صداى خوش خود همه را به وجد مىآورده است . عمر بن عبد العزيز از يكى از كنيزكان خود به هنگام اذان گفتن آن مرد شنيد كه مىگويد : كبوتر خوش آواز اذان مىگويد . عمر بن عبد العزيز به مؤذن پيام داد اذان ساده و بدون نغمه سرايى بگو و گرنه در خانه خود بنشين . [ 1 ] احمد بن عبد الله بن يونس ما را خبر داد و گفت ابو بكر بن عياش ، از طلحة بن يحيى برايم نقل كرد و گفت * عمر بن عبد العزيز استرى داشت كه بر تأمين هزينهء علف آن قادر نبود ، چند روزى به چرا فرستاد و سپس آن را فروخت . احمد بن عبد الله بن يونس ما را خبر داد و گفت ابو شهاب ، از محمد بن نضر براى ما حديث كرد كه * در حضور عمر بن عبد العزيز در بارهء اختلاف ميان ياران حضرت ختمى مرتبت گفتگو شد . عمر بن عبد العزيز گفت : اين موضوعى است كه خداوند دستهاى شما را از آن بيرون كشيده است ( حاضر نبوده‌ايد و هيچ يك را بر ديگرى يارى نداده‌ايد ) ، اينك چرا زبانهاى خود را در آن باره به كار مىگيريد . [ 2 ]
هامش
[ 1 ] . سفيان كه در اين احاديث مكرر نامش آمده است سفيان ثورى است كه از محدثان برجسته اهل سنت در قرن دوم و در گذشته به سال 161 هجرى است . ابن سعد شرح حال او را در جلد ششم طبقات آورده است . قبيصة هم شاگرد سفيان و پيوسته او بوده است و به سال 215 يعنى پانزده سال پيش از محمد بن سعد مولف طبقات در گذشته است . [ 2 ] . علت پافشارى خليفگان اموى و مروانى در اين باره دو مسأله بوده است ، يكى پوشيده نگه داشتن فضيلتهاى حضرت امير صلوات الله عليه و بزرگانى چون ابو ذر و عمار و ابو حذيفه و عبد الله بن مسعود و امثال ايشان ، ديگرى جلوگيرى از بيان ضعفها و نكوهيده‌هاى كسانى چون عثمان و ابو سفيان و عمرو عاص و معاويه .