تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
( 1 ) قبله كرد بايد به هر واعظ و اندرز دهنده توجه داشت . محمد بن مصعب قرقسانى ما را خبر داد و گفت ابو بكر بن ابى مريم ما را خبر داد كه * عمر بن عبد العزيز در پرداخت مستمرى و هزينه و جامه و بخشش ، عرب و غير عرب را برابر مىداشت و به همگان يك نواخت مىپرداخت ، ولى مستمرى افراد غير عرب را كه بردهء آزاد شده بودند بيست و پنج دينار مقرر داشت . محمد بن مصعب از گفتهء اوزاعى ، از ابو عبيد عمرو بن مهاجر ما را خبر داد كه مىگفته است عمر بن عبد العزيز مىگفت * اگر مىخواستم مردم را دربارهء كارى ادب كنم و آنان را تازيانه بزنم در اين باب بود كه چون مؤذن شروع به گفتن اقامه نماز مىكند همان دم برخيزند و بتوانند خود را با كسى كه در سوى چپ و راست ايشان قرار دارد در خط مستقيم قرار دهند . محمد بن مصعب از گفتهء اوزاعى ما را خبر داد كه مىگفته است * عمر بن عبد العزيز براى فرماندهان سپاهها نوشت نبايد در جنگ سوار بر مركبى شويد مگر ضعيف‌تر مركبى كه به دست آورى كه كندتر از مركبهاى ديگر حركت كند - بر مركب تيزرو و گريزپا سوار نشويد . عمر بن سعيد از سعيد بن عبد العزيز ما را خبر داد كه * با عمر بن عبد العزيز دربارهء اينكه كارگزاران را در گشايش قرار داده است رايزنى شد و از او خواستند برايشان سختگيرى كند . گفت : براى من خوشتر اين است كه آنان با خيانت خود خدا را ديدار كنند نه اينكه من با خونهاى آنان خدا را ديدار كنم . عبد الله بن جعفر رقى ما را خبر داد و گفت ابو المليح ، از ميمون براى ما حديث كرد كه مىگفته است * عمر بن عبد العزيز براى كارگزار خود نوشت : ميان مردمى كه زمينى از زمينهاى خراج در دست دارند و فروش آن مانع مشو كه آنان چيزى را كه از غنائم مسلمانان و جزيه مرتب است مىفروشند . عبد الله بن جعفر با همين اسناد ما را خبر داد كه * يكى از كارگزاران عمر بن عبد العزيز پيش او آمد . عمر از او پرسيد : چه مقدار زكات گرفته و جمع كرده‌اى ؟ گفت : اين مقدار . پرسيد : كسى كه پيش از تو بر اين كار بوده چه مقدار جمع كرده بوده است ؟ گفت : اين مقدار و چيز بسيار بيشترى گفت . عمر گفت : آن را از كجا فراهم آورده است ؟ گفت : اى امير المؤمنين ! او از هر اسب يك دينار و براى هر خدمتكار يك دينار و براى هر دو گاو نر