تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
( 1 ) گفت * نامه عمر بن عبد العزيز را كه خدايش رحمت كناد در مسجد كوفه براى ما خواندند و من گوش مىدادم ، در آن نوشته بود بر عهدهء هر كس پرداخت امانتى است كه از عهده پرداخت آن بر نمىآيد از اموال خدا پرداخت كنيد و هر كس با زنى ازدواج كرده و نمىتواند مهريه او را بپردازد از اموال خدا بپردازيد . نبيذ [ 1 ] حلال است آن را در خيك بياشاميد . گويد : همهء مردم آن را مىآشاميدند . ابو العلاء افزوده است كه در جشن عروسى خيكهايى فراهم مىآوردند كه گنجايش ده خمره داشت . احمد بن عبد الله بن يونس ما را خبر داد و گفت پدر بزرگم يونس بن عبد الله تميمى يربوعى براى من نقل كرد و گفت * عبد الحميد بن عبد الرحمان ( والى كوفه ) به عمر بن عبد العزيز نوشت كه اين جا هزار راس دام موجود است كه از حجاج بن يوسف يا در اختيار او بوده است . گويد : عمر بن عبد العزيز براى عبد الحميد نوشت آنها را به فروش و بهايش را ميان مردم كوفه تقسيم كن . عبد الحميد به مردم گفت گزارش طلب خود را بدهيد و بنويسيد . گويد : مردم دغلى كردند و گزارش باطل نوشتند . عبد الحميد براى عمر بن عبد العزيز نوشت كه مردم دغلى كردند . عمر برايش نوشت در اين مورد چيزى را كه خداوند در اختيار ما نهاده است در اختيار ايشان مىنهيم . به همان صورت كه گزارش داده‌اند رفتار كن . گويد : به هر يك از مردم هفت درم رسيد ، و هر روز خير تازه‌اى از سوى عمر بن عبد العزيز مىرسيد . وليد بن مسلم از گفته اوزاعى و سعيد بن عبد العزيز ما را خبر داد كه * عمر بن عبد العزيز به سالار ضرابخانه دمشق نوشت كه هر يك از مسلمان فقير دينار ناقصى پيش تو آورد آن را به دينار درست تبديل كن . وليد بن مسلم از گفته ابن ثوبان ما را خبر داد كه * عمر بن عبد العزيز زكات و صدقات را از كسانى كه بايد بپردازند به حق مىگرفت و آن را به حق ميان كسانى كه مستحق آن بودند عطا مىكرد . و حق كارگزاران را به اندازهء كارشان و همانند آنچه به ديگران پرداخت مىشد مىپرداخت و مىگفت : سپاس پروردگارى را كه مرا زنده گذاشت و نميراند تا آنكه فريضه‌اى از فرايض او را بر پا دارم . وليد بن مسلم از اوزاعى ما را خبر داد كه مىگفته است عمرو بن مهاجر برايم نقل كرد كه * عمر بن عبد العزيز مىگفته است : هر واعظى قبله است - همان گونه كه بايد روى به
هامش
[ 1 ] . در باره نبيذ كه افشره و آميزه‌اى از آب و كشمش يا خرما و جو است ميان فقهاى فرقه‌هاى مختلف به شدت اختلاف نظر است . براى آگهى بايد به كتابهاى فقهى در باب اشربه و خمر مراجعه كرد .