( 1 ) روح بن عبادة ما را خبر داد و گفت اسامة بن زيد براى ما نقل كرد كه * عمر بن عبد العزيز به ابو بكر بن حزم كه قاضى او بوده گفته است كارى را لذت بخشتر از حقى كه موافق با ميل و خواسته باشد نيافتم .
عفان بن مسلم ما را خبر داد و گفت حماد بن سلمه ، از ابو المقدام رجاء ، از نعيم بن عبد الله براى ما نقل كرد كه عمر بن عبد العزيز گفته است * من از بيم آنكه مباهات شود بسيارى از سخن و كلام را رها مىكنم .
عفان بن مسلم ما را خبر داد و گفت عمر بن على از عبد الله بن ابى هلال برايم نقل كرد كه * عمر بن عبد العزيز درباره زندانيان منشورى نوشت كه نبايد بر هيچ كس به گونهاى قيد و بند نهاد كه مانع از نمازگزاردن به صورت كامل بشود .
عفان بن مسلم ما را خبر داد و گفت عمر بن على براى ما نقل كرد كه از ابو سعيد وابستهء قبيلهء ثقيف شنيده كه مىگفته است * نخستين نامهاى كه عبد الحميد ( والى كوفه ) از عمر بن عبد العزيز خواند نامهاى در يك سطر بود كه در آن نبشته بود : « اما بعد بقاى آدمى پس از وسوسه شيطان و ستم سلطان چه ارزشى دارد ، چون اين نامهء من به تو رسيد حق هر صاحب حقى را بپرداز و السلام » .
عفان بن مسلم از حماد بن سلمه ، از ابو المقدام رجاء ، از عمرو بن قيس ما را خبر داد كه مىگفته است * عمر بن عبد العزيز او را به سالارى جنگهاى تابستانى گماشته و به او گفته است در صف اول مردم قرار مگير كه كشته شوى و يارانت بگريزند . در صف آخر هم مباش كه مايه سستى و ناپايدارى مردم و كناره گيرى تو از ايشان شود . ميان ايشان - در قلب لشكر - باش آن چنان كه جاى تو را ببينند و سخنت را بشنوند . و هر گاه به اسيران مسلمان و بردگان و كسانى كه در پناه ايشانند دست يافتى فديه آنان را بپرداز .
عفان بن مسلم از بشر بن مفضل ، از خالد حذّاء براى ما نقل كرد كه مىگفته است * عمر بن عبد العزيز هرگز فرشهاى عامه را براى خواص نمىگسترد و چراغ عامه را براى خواص روشن نمىكرد و از خوراك خواص نمىخورد . به او گفته شد هنگامى كه تو دست نگه مىدارى - چيزى نمىخورى - مردم هم از خوردن دست مىدارند . عمر دستور داد براى هر بار غذا سه يا چهار درم بر سفره بگذارند - به بيت المال پرداخت شود - و شروع به غذا خوردن با آنان كرد .
عفان بن مسلم ما را خبر داد و گفت حماد بن زيد ، از گفتهء يحيى بن سعيد براى ما نقل
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 61
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٦١