( 1 ) امير المؤمنين ! خداوند در كتاب خود مىفرمايد « از چيزهاى پاكيزهاى كه به شما روزى دادهايم بخوريد » [ 1 ] . عمر بن عبد العزيز گفت : هيهات ! كه آن را نادرست معنى مىكنى . منظور چيزى است كه با كسب و كار پاكيزه و روا به دست آمده باشد و منظور خوراك پاكيزه و لطيف نيست .
عبيد الله بن محمد بن عايشه تيمى ما را خبر داد و گفت محمد بن عمر بن ابى شميلة ، از پدرش ، از محمد بن ابى سدره كه از مشايخ قديمى است ما را خبر داد كه مىگفته است * شبى پيش عمر بن عبد العزيز رفتم از درد شكم به خود مىپيچيد ، گفتم : اى امير المؤمنين تو را چه مىشود ؟ گفت : عدسى خوردم و مرا اذيت كرد . سپس گفت : واى از اين شكم من شكمم كه آكنده و آلودهء گناهان است . ابن ابى سدره گويد : و چون مؤذن شروع به گفتن اقامه مىكرد عمر بن عبد العزيز به مردم فرمان مىداد رو به قبله بنشينند .
فصل بن دكين از جعفر بن برقان ، از ميمون بن مهران ما را خبر داد كه مىگفته است * عمر بن عبد العزيز معلم عالمان بود .
فضل بن دكين ما را خبر داد و گفت عبد العزيز پسر عمر بن عبد العزيز ما را خبر داد و گفت * عمر بن عبد العزيز پس از گزاردن نماز عشاء آخر قصهگويى و سخنپردازى مىكرد و اين پيش از گزاردن نماز وتر بود و چون نماز وتر مىگزارد ديگر با هيچ كس سخن نمىگفت .
مسلم بن ابراهيم ما را خبر داد و گفت على بن مسعده از گفتهء رياح بن عبيده براى ما نقل كرد كه * مشكى بسيار خوشبو را از گنجينههاى بيت المال آوردند و چون آن را برابر عمر بن عبد العزيز نهادند از بيم آنكه بوى آن را بفهمد بينى خود را گرفت . يكى از يارانش به او گفت : اى امير المؤمنين اگر بوى آن را بفهمى چه زيانى براى تو دارد ؟ گفت : اين كالايى است كه فقط بويش ارزشمند است و جستجو مىشود .
عبد الله بن مسلمة بن قعنب ما را خبر داد و گفت مالك بن انس ما را خبر داد و گفت عمر بن عبد العزيز مىگفته است * من قاضى نيستم بلكه مجرى و تنفيذ كنندهام ، و از هيچ كس بهتر نيستم ولى از همهتان گرانبارترم و خيال مىكنم اين را هم گفت كه من بدعت گذار و نوآور نيستم بلكه پيروى كنندهام .
هامش
[ 1 ] .« كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ »بخشى از آيه 57 سوره دوم - بقره .