تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
( 1 ) محمد بن واقدى ما را خبر داد و گفت هارون بن محمد ، از پدرش ما را خبر داد كه مىگفته است * در خناصرة عمر بن عبد العزيز را ديدم كه دستور مىداد خيكهاى شراب را بدرند و شيشه‌هاى شراب را بشكنند . محمد بن عمر ما را خبر داد و گفت هشام بن غاز و سعيد بن عبد العزيز هر دو براى ما گفتند كه * عمر بن عبد العزيز به روزگار خلافت خود منشورى نوشت كه اهل ذمه حق ندارند و نبايد خمر و باده به شهرهاى مسلمانان بياورند و آنان هم پس از آن چنان كارى نمىكردند . محمد بن عمر ما را خبر داد و گفت محمد بن عبد الرحمان بن ابى الزناد ، از عبد المجيد بن سهيل براى ما نقل كرد كه مىگفته است * به روزگار خلافت عمر بن عبد العزيز به خناصره رفتم ، ناگاه به گروهى در خانه‌اى برخوردم كه آشكارا اهل باده‌گسارى و سفلگى بودند . اين موضوع را به سالار شرطه عمر بن عبد العزيز گفتم و افزودم كه اين خانه ميكده است و اينان براى باده‌گسارى جمع مىشوند . گفت : من خود اين موضوع را به عمر بن عبد العزيز گفتم ، گفت : هر كس در خانه پوشيده چنين مىكند ( لابد يعنى از اهل ذمه ) رهايش كن . محمد بن عمر واقدى ما را خبر داد و گفت هشام بن غاز ، از عبادة بن نسىّ براى ما نقل كرد كه مىگفته است * حضور داشتم كه عمر بن عبد العزيز بر مردى حد باده‌گسارى مىزد . جامه او را از تنش در آوردند و هشتاد تازيانه بر او زد . بعضى پوست را زخم مىكرد و بعضى چنان نبود . عمر بن عبد العزيز به آن مرد گفت : اگر بار دوم چنين كنى نخست تازيانه‌ات مىزنم و سپس تا توبه و كار خير آشكار نسازى در زندانت مىافكنم . آن مرد گفت : اى امير المؤمنين ! هم اكنون به پيشگاه خدا توبه مىكنم كه هرگز به اين كار باز نگردم . گويد : عمر بن عبد العزيز او را رها كرد . محمد بن عمر ما را خبر داد و گفت داود بن خالد ، از محمد بن قيس براى ما نقل كرد كه * عمر بن عبد العزيز براى حاكم مصر به روزگار خلافت خود نوشت در هيچ عقوبتى جز حدود بيش از سى ضربه تازيانه مزن . محمد بن عمر ما را خبر داد و گفت سحبل بن محمد ، از صخر مدلجى ما را خبر داد كه * به روزگار خلافت عمر بن عبد العزيز مردى را كه با چهارپايى آميخته بود پيش او آوردند بر او حد نزد و كمتر از اندازه حد تازيانه‌اش زد .