( 1 ) است ، شنيدم كه ربيع بن خثيم مىگفت * گناهان مهم گناهان پوشيده است كه بر مردم نهفته است و همگى براى خدا آشكار است ، دواى آن چيست ؟ آن است كه توبه كنى و به آن برنگردى .
گويد محمد بن صلت و طلق بن غنّام هر دو ، از ربيع بن منذر ، از پدرش ما را خبر دادند كه مىگفته است * ربيع بن خثيم مىگفت * آنچه كه براى رضاى خداوند انجام نشود نابود خواهد شد .
گويد خلف بن تميم ، از گفتهء سعيد بن عبد الله بن ربيع بن خثيم ، از نسير بن ذعلوق ما را خبر داد كه مىگفته است * به ربيع بن خثيم گفته شد : اى ابا يزيد مردم را نكوهش نمىكنى ؟ ربيع گفت : به خدا سوگند از خويشتن خشنود نيستم كه مردم را نكوهش كنم . مردم از خداوند در بارهء گناه ديگران بيم دارند ولى بر گناهان خود ، خويشتن را از خدا در زينهارى مىبينند .
گويد طلق بن غنّام نخعى ، از گفتهء ربيع بن منذر ، از پدرش ما را خبر داد كه مىگفته است ربيع بن خثيم مىگفت * پارهيى از احاديث را فروغى چون فروغ روز است كه آن را مىشناسى و احساس مىكنى ، و پارهيى از احاديث را تاريكىيى همچون ظلمت شب است و آن را نمىشناسى و بايد انكار كنى .
گويد احمد بن عبد الله بن يونس ، از ابو بكر بن عياش ، از عاصم ما را خبر داد كه مىگفته است * به ربيع بن خثيم گفته شد : خوب بود كه يك بيت شعر مىسرودى كه ياران تو شعر مىسرودهاند . گفت : هر كس هر سخنى بگويد آن را - به رستاخيز - روياروى خود خواهد ديد و آن را در مىيابد ، و من خوش نمىدارم برابر خود شعر بيابم .
گويد على بن يزيد صدايى ، از عبد الرحمان ، از نسير بن ذعلوق ما را خبر داد كه * ربيع بن خثيم در تاريكى دل شب نماز شب مىگزارد و به اين آيه رسيد « آيا كسانى كه بدىها را فراهم آوردند مىپندارند كه ايشان را مانند كسانى كه گرويدهاند و كارهاى شايسته كردهاند قرار مىدهيم ، و زندگى و مرگشان يكسان است ؟ بد است آنچه حكم مىكنند » [ 1 ] و تمام آن شب تا سپيده دمان همين آيه را تكرار مىكرد .
گويد روح بن عبادة ، از شعبه ، از مزاحم بن زفر كه از قوم ربيع بن خثيم بوده است ما
هامش
[ 1 ] . آيه بيست و يكم از سوره 48 - جاثيه - است . ابو الفتوح رازى ذيل اين آيه نوشته است كه تميم دارى هم همينگونه بوده است و فضيل عياض هم فراوان مىخوانده است و ربيع بن خثيم هم مىخوانده و تكرار مىكرده و مىگريسته است .