( 1 ) خداوند فرموده است « بگو من بر آن از شما مزدى نمىخواهم و چيزى را بر خود نمىبندم و آن چيزى جز پند براى جهانيان نيست و هر آينه خبرش را پس از اين خواهيد دانست » . [ 1 ]
اى بندهء خدا بدان كه چون غيبت كسى طول بكشد و زمان آمدنش فرا رسد و خويشاوندانش منتظرش باشند چنان است كه گويى آمده است و در اين صورت از مرگ كه پيش از آن چيزى مانند آن را نچشيدهايد فراوان ياد كنيد ، و به ويژه از نيتها و گناهان پوشيده كه از مردم پوشيده و براى خداوند همواره آشكار است پرهيز كنيد .
گويد عبد الله بن نمير ، از اعمش ، از ابراهيم ما را خبر داد كه مىگفته است * ربيع بن خثيم به ديدار علقمه مىرفت . قضا را جماعتى در راه بودند و راه از ميان مسجد مىگذشت .
گروهى از زنها وارد مسجد شدند . ربيع وارد مسجد نشد تا زنها همه بيرون رفتند . از او پرسيدند چه چيز تو را از رفتن پيش علقمه بازداشت ؟ گفت : در خانهاش ازدحام است و خوش نمىدارم مزاحمش شوم .
گويد يحيى بن عيسى رملى ، از اعمش ، از شقيق ما را خبر داد كه مىگفته است * همراه تنى چند از ياران و شاگردان عبد الله بن مسعود براى ديدار يا عيادت ربيع بن خثيم رفتيم . از كنار مردى گذشتيم ، پرسيد كجا مىرويد ؟ گفتيم : پيش ربيع مىرويم . گفت : شما پيش مردى مىرويد كه اگر براى شما حديث بگويد دروغ نمىگويد و اگر شما را وعده دهد خلاف آن رفتار نمىكند و براى شما بر مىآورد ، و اگر او را امين خود كنيد نسبت به شما خيانت نمىورزد .
گويد عبيد الله بن موسى و فضل بن دكين هر دو ، از گفتهء اسرائيل ، از سعيد بن مسروق ، از ابو وائل ما را خبر دادند كه مىگفته است * به خانهء ربيع بن خثيم مىرفتيم ، در راه مردى به ما گفت : شما پيش مردى خواهيد رفت كه اگر با شما سخن يا حديثى بگويد به شما دروغ نخواهد گفت و اگر او را امين خود قرار دهيد نسبت به شما خيانت نخواهد ورزيد . گويد :
چون به خانهاش وارد شديم گفت خداى را سپاس كه پيش من نيامديد كه در حال زنا كردن باشم و با من زنا كنيد يا در حال دزدى باشم و همراه من دزدى كنيد يا در حال بادهنوشى باشم و شما با من باده نوشى كنيد .
گويد فضل بن دكين از سفيان ، از منصور ، از ابراهيم ما را خبر داد كه مىگفته است
هامش
[ 1 ] . آيات آخر سوره 38 - ص .