( 1 ) نمىدارم و مىترسم چيزى ببينم كه پس از آن در آن باره از من گواهى خواهند و گواهى ندهم و سنگينبارى را ببينم و نتوانم ياريش دهم يا ستم ديدهيى را ببينم و او را يارى ندهم .
عبد الله بن نمير در پى سخن خود مىگفته است از هنگامى كه ازار پوشيد - در حد تميز و تكليف بود - نه در مجلسى و نه بر سر راهى نشست .
كس ديگرى در پى گفتار ربيع اين را هم افزوده است كه * بيم آن دارم مردى بر مرد ديگرى تهمت زند و مكلف شوم كه به زيان او گواهى دهم ، يا نتوانم چشم از ناروا بپوشم يا به راه راست رهنمون نشوم .
گويد محمد بن فضيل بن غزوان ، از ابو حيان تيمى ، از پدرش ما را خبر داد كه مىگفته است * هرگز نشنيدم ربيع بن خثيم چيزى از دنيا را ياد كند جز اينكه روزى گفت تيمىها چند مسجد دارند ؟
گويد عبد الله بن نمير ، از فضيل بن غزوان ما را خبر داد كه مىگفته است سعيد بن مسروق مىگفت * كمتر اتفاق مىافتاد كه ربيع بن خثيم از كنار مجلسى بگذرد كه بكر بن ماعز در آن نشسته باشد و خطاب به او نگويد ، كه اى بكر بن ماعز ! زبان خود را جز از گفتن چيزهايى كه براى تو سودمند باشد و به زيانت نباشد نگه دار ، كه من مردم را دربارهء دين خود متهم مىكنم - بيم دارم دينم را از دستم بربايند .
گويد محمد بن فضيل ، از سالم ، از منذر ، از ربيع بن خثيم نقل مىكرد كه مىگفته است * اى بنده خدا سخن نيكو بگو - نيكانديش باش - و كردار پسنديده انجام بده و بر نيكى و پسنديدگى مداومت داشته باش ، روزگار زندگى در نظرت دراز نيايد و دلت سخت نشود و از آنان مباش كه مىگويند « شنيديم و آنان نمىشنوند » [ 1 ] ، اى بنده خدا اگر كار خير مىكنى همچنان پياپى كار خير انجام بده كه به زودى روزى بر تو فرا مىرسد كه دوست مىدارى اى كاش كار خير بيشتر انجام مىدادى و اگر ناچار كارهاى ناپسنديده درگذشته انجام دادهاى باز هم كار خير و پسنديده انجام بده كه خداى متعال فرموده است « همانا خوبىها ، بدىها را مىزدايد و اين اندرزى است پندگيرندگان را » [ 2 ] اى بنده خدا ، خداوند هر دانشى را كه در بارهء كتاب خود به تو ارزانى داشته است سپاسگزارش باش و چيزهايى را كه به ديگران ارزانى فرموده است به همان عالمان واگذار و ياوه چيزى را بر خود مبند كه
هامش
[ 1 ] . بخشى از آيه بيست و يكم ، سوره 8 - انفال .
[ 2 ] . آيه صد و چهاردهم سوره 11 - هود .