تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 632

مساهمون:

ص٦٣٢
( 1 ) گويد اسحاق بن يوسف ازرق ، از زكرياء بن ابى زائدة ، از سماك بن حرب ، از عبد الرحمان بن عبد الله ما را خبر داد كه مىگفته است از عبد الله بن مسعود شنيدم مىگفت * كسى كه روا را ناروا مىداند چون كسى است كه ناروا را روا مىداند . عبد الرحمان محدثى ثقه و كم حديث است و در بارهء روايت او از پدرش بدين سبب كه صغير بوده است سخن گفته‌اند - اشكال كرده‌اند .

شتير بن شكل

ابن حميد عبسى . از على و عبد الله بن مسعود و از پدر خويش روايت كرده است . پدرش را اندك مصاحبتى - با حضرت ختمى مرتبت - بوده است . شتير از حفصه - دختر عمر بن خطاب و زوجه پيامبر اكرم - نيز روايت كرده و محدثى ثقه و كم حديث بوده است . او در كوفه به روزگار حكومت مصعب بن زبير درگذشته است .

كسانى از اين طبقه كه از عبد الله بن مسعود روايت كرده‌اند

ابو الاحوص

نامش عوف و نام پدرش مالك بن نضلة جشمى و از قبيلهء هوازن بوده است . او از عبد الله بن مسعود و حذيفة و ابو مسعود انصارى و ابو موسى اشعرى و از پدرش كه اندك مصاحبتى داشته است و از زيد بن صوحان روايت كرده است . گويد سليمان پدر داود طيالسى ، از شعبه ، از على بن اقمر ما را خبر داد كه مىگفته است از ابو الاحوص شنيدم مىگفت * ما سه برادر بوديم ، يكى را خوارج كشتند ، ديگرى در فلان جنگ كشته شد و سومى يعنى خودش نمىداند خداوند با او چه خواهد فرمود . گويد ابو داود ، از قول شعبه نقل مىكرد كه مىگفته است به ابو اسحاق گفتم * ابو الاحوص چگونه حديث مىكرد ؟ گفت : در مسجد حديث براى ما پياپى مىخواند و مىگفت عبد الله بن مسعود چنين گفت ، عبد الله چنين گفت . گويد عفان ، از حماد بن زيد ، از عاصم ما را خبر داد كه مىگفته است * در حالى كه
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 632 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد