تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 633

مساهمون:

ص٦٣٣
( 1 ) پسر بچه‌هاى در حد بلوغ - نوجوان - بوديم پيش ابو عبد الرحمان سلمى مىرفتيم . او ما را مىگفت كه با قصه‌پردازان جز ابو الاحوص همنشينى مكنيد ، و از شقيق و سعد بن عبيدة پرهيز كنيد . حماد در پى سخن خود مىافزود اين شقيق ، ابو وائل نيست ، شقيق ديگرى بوده كه عقيدهء خوارج داشته است . گويد عارم بن فضل ، از حماد بن زيد ، از عاصم ما را خبر داد كه مىگفته است * بر تن ابو الاحوص عباى خز ديدم . او محدثى ثقه بوده و او را حديثهايى است .

ربيع بن خثيم

ثورى . از خاندان ثعلبة بن عامر بن ملكان بن ثور بن عبد منات بن ادّ بن طابخة بن الياس بن مضر است . به ثور به مناسبت كوه اطحل كه آن جا ساكن بوده است ثور اطحل مىگفته‌اند . كنيهء ربيع بن خثيم ، ابو يزيد بوده و گاهى از عبد الله بن مسعود روايت كرده است . گويد عفان بن مسلم ، از عبد الواحد بن زياد ، از عبد الله پسر ربيع بن خثيم ما را خبر داد كه مىگفته است ابو عبيدة پسر عبد الله بن مسعود برايم نقل كرد كه * هر گاه ربيع بن خثيم پيش عبد الله بن مسعود مىرفته است كس ديگرى را اجازه رفتن پيش او نبوده است تا گفتگوى آن دو تمام شود و نياز يك ديگر را برآورند . و مىگفت ابن مسعود به ربيع مىگفته است اگر حضرت ختمى مرتبت تو را مىديد دوستت مىداشت ، و من هر گاه تو را مىبينم فروتنان را به ياد مىآورم . گويد احمد بن عبد الله بن يونس ، از ابو بكر بن عياش ، از عاصم ما را خبر داد كه * ربيع بن خثيم چنان بود كه هر گاه عبد الله بن مسعود او را مىديد مىگفت : « فروتنان را مژده بده » . [ 1 ] گويد وكيع ، از سفيان ، از عمرو بن مرة ، از ابو عبيده ما را خبر داد كه مىگفته است * هيچ كس را نرم‌خوتر از ربيع بن خثيم در عبادت نديده‌ام . گويد وكيع و عبد الله بن نمير هر دو ، از مالك بن مغول ، از شعبى ما را خبر دادند كه مىگفته است * ربيع بن خثيم هيچ‌گاه در انجمن و مجلسى نمىنشست . مىگفت خوش
هامش
[ 1 ] . بخش پايانى آيه سى و چهارم ، از سوره 23 - حج .