( 1 ) بدترين فرومايه كسى است كه در بارهاش گفته شود ، اين بدكاره است از او بپرهيزيد .
فضل بن دكين ما را خبر داد و گفت شريك ، از ابن ابى خالد ما را گفت كه * شريح را در حالى كه ريش او سپيد بوده ديده است .
گويد فضل بن دكين ، از گفتهء قيس ، از ليث ، از مجاهد ما را خبر داد كه مىگفته است * شريح هديه را مىپذيرفت و سپس همانند آن جبران مىكرد .
فضل بن دكين از گفتهء سفيان ، از ابو حيان ، از پدرش ما را خبر داد كه مىگفته است * شريح كشتارگاهى جز ميان خانه خود نمىداشت - بز و گوسپند خود را بيرون از حياط خود نمىكشت ، براى پرهيز از آلوده كردن كوچه و رهگذر - و هر گاه گربهيى مىمرد لاشهاش را ميان خانه به خاك مىسپرد .
محمد بن عبد الله اسدى از مسعر ، از ابو حصين ما را خبر داد كه مىگفته است * شريح به گروهى كه سرگرم زد و خورد با يك ديگر بودند نگريست كه پس از مدتى گفتند آسوده شديم . شريح گفت : اين آسودهشدگان را به اين گونه كارها فرمان ندادهاند .
مؤمل بن اسماعيل از سفيان ، از داود ، از شعبى ، ما را خبر داد كه * شريح پيكر پسر خود را شبانه به خاك سپرد .
اسحاق بن منصور از اسرائيل ، از ابراهيم يعنى ابن مهاجر ما را خبر داد كه مىگفته است * شريح پسرش عبد الله را شبانه به خاك سپرد .
عفان بن مسلم از عبد الواحد ما را خبر داد كه مىگفته است عاصم احول از گفتهء عامر براى ما نقل كرد كه * شريح افراد خانوادهء خود را كه مىمردهاند شبانه به خاك مىسپرده است و آن را براى خود غنيمت مىشمرده است - كسى را از موضوع آگاه نمىكرده است . و چون پس از مرگ آن شخص از شريح درباره او مىپرسيدند ، مىگفت نفس او بند آمد و اميدوارم كه از رنج و سختى آسوده شده باشد .
وكيع بن جراح از شريك ، از يحيى بن قيس ما را خبر داد كه مىگفته است * شريح وصيت كرد كه در گورستان بر پيكرش نماز گزارده شود و روى گورش پارچه نيندازند .
اسحاق بن منصور از حسن بن صالح و شريك از يحيى بن قيس ما را خبر دادند كه * شريح وصيت كرد كه بر گور او پارچه كشيده و انداخته نشود . شريك در پى سخن خود مىافزوده است كه و شبانه به خاك سپرده شود .
مالك بن اسماعيل از شريك ، از يحيى بن قيس ما را خبر داد كه مىگفته است * در
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 593
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٥٩٣